با سلام
شما سعی کنید از روش عاطفی استفاده کنید که عملاً از روند اشتباه باز بمونند . اگر فایده نداشت از همسرتان تبعیت داشته باشید و مسئولیت اقتصادی زندگی و آینده را به خود ایشان بسپارید و دهخالت نکنید فقط با دادن اعتماد به نفس و اعتماد نشان دهید که نقش مردانه ایشون مربوط به ایشون هست و شما دخالتی نمی کنید و نقش زنانه شما هم که مربوط به شماست را سعی می کنید به درستی ادا کنید . سعی نکنید کنترل گری و موعظه داشته باشید و ضعفهای ایشان را به رخشان بکشید .... بلکه برعکس نسان دهید که به درایت مردانه ایشان تکیه می کنید و نگرانی و دغدغه آینده و مسئولیتهای ایشان را ندارید .
هرجا از شما مشورت خواست مثل یک فرد بی طرف و مثل یک مشاور نظراتتان را بیان کنید و تبعات مثبت و منفی برنامه ای که بخاطرش مشورت کرده را بیان نموده و پیشنهاد خودتان را هم مطرح سازید اما در نهایت بگویید صاحب اختیار شمایید و هرطور صلاح می دانی عمل کن اینهایی که گفتم نظر و دیدگاه و پیشنهاد منه خوب و بدش را خودت بهتر تشخیص می دهد و عملاً هم آزادش بگذارید خودش تصمیم بگیرد و اگر بخاطر تصمیمات اشتباه و .... دچار مشکل شد بگذارید با تبعاتش مواجه شود و شما حامی عاطفی باشید و نقش زنانه خود را تعطیل نکنید و وی را سرکوب نکنید و بگذارید خودش درس بگیرد.... این یعنی زندگی مشترک مبتنی بر رشد.
دغدغه های کنونی شما شما را به سوی نگاه و کنترل گری مردانه می برد که اگر مدیریتش نکنید به مرور یک مرد با احساس مسئولیت مردانه در زندگی می شوید و زمینه ساز فراهم شدن فضای رقابتی و لجاجت و کشمکش و درگیری .... و اینجاست که برای شما خلاء وجود مردی قوی و توانمند ایجاد می شود و برای همسرتان خلاء وجود یک زن لطیف و مهربان و کلاً خلاء وجود یک زن و زنانگی اش که تبعات عدیده خاص خود را دارد.
آیا شما چنین می خواهید ؟
اگر نه پس روی نقش خود و ایفای درست آن تمرکز کنید و در پی مهارت آموزی در این جهت باشید نه نقش همسرتان و مسئولیتهای آن و گوشزد و تذکرش به وی و کنترل گری.... این بسیار مهم هست
موفق باشید









علاقه مندی ها (Bookmarks)