اتفاقاً من نظر جناب مدیر رو با عرض پوزش و شرمندگی به هیچ وجه قبول ندارم . مامان منم اخلاقش اینجوریه ، بیچاره خوب من یه دونه دخترشم حال می کنه ازم تعریف کنه . مثلاً من نسبت به دختردایی هام خیلی فعال تر و شرترم اگه هر کاری انجام بدم که خوشش میاد واسه همه با افتخار تعریف می کنه . منم اصلاً دوست ندارم انگشت نما شم البته با تعریفای مامانم (به اندازه کافی همه بهم میگن از دیوار راست بالا می ری ) . وقتی یه جایی که مهمونیم دیرتر از مامانم میرم همه بهم نگاه می کنن و مثلاً خبر دارن که امروز من تا الان race بودم . حتی گاهی اوقات تو یه جمعی که هیچ علاقه ای به کارای من ندارن ، بازم می شینه تعریف می کنه و من اذیت می شم ولی به خاطر مامانم هیچی نمی گم . فکر میکنم منظور مرتضی هم اینطور مطرح شدنه نه مهم بودن .
به نظر من راه حلی نداره مگه این که همش به مامانت یادآوری کنی که این حرفا رو پیش همه نزنه .








علاقه مندی ها (Bookmarks)