توى حرفاى شما يه جور تناقض به چشم مياد. از طرفى يه احساس انزجار و نفرت نسبت به قشر خاص دارين و از طرف ديگه انقدر اين قشر براتون مهم بوده كه به خاطرش يه موضوع ايجاد كردين ...
بهتره طرز فكرتون رو از اينكه پزشكان تافته جدا بافته ى جامعه هستن خالى كنين تا بتونين درك كنين كه:
١/ پزشك هم مثل همه افراد جامعه حق تصميم گيرى و تعيين ملاك براى ازدواج داره و حتما قرار نيست مثل همه آدما فكر كنه يا مطابق ميل شما فكر كنه! مگه معيارهاى بقيه پسرهاى جامعه درست و اصوليه و فقط اين يه قشر مشكل دارن؟!
٢/ شوهر پزشك داشتن هيچ مزيت خاصى براى شما نيست كه نگران نحوه برخورد اين طبقه از خواستگارهاتون باشين.
بيشتر روى خودسازى تمركز كنين تا ديگران سازى. اينكه ديگران چطور هستن كمكى به بهبود زندگى شما نميكنه. اگر خواستگارى نامناسب هست ميتونين به راحتى ردش كنين (نامناسب به معنى تطابق نداشتن با خواسته ها و ملاك هاى شخص شما) و واقعا مسئله انقدر مهم نيست كه ذهنتون رو درگير كنه.







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)