نقل قول نوشته اصلی توسط bichare22 نمایش پست ها
سعي كردم به راه كارها عمل كنم بعضي ها مثبت نبود و بعضي ها را نخواستم يعني نتيجه اي درش نديدم.

علاقه اي به هيچ كاري ندارم.دوست ندارم زنده باشم.نه اونقدر پول دارم كه سوار بنز s500 بشم و نه انقدر بي پول كه دست فروشي كنم.من ي ادم تنبلم.من از خودم راضي نيستم.اينده ي اميدوار كننده اي هم ندارم.

من نميدونم بقيه به چه اميدي صبح بيدار مي شن و شب ميخوابن خب خودكشي كنند تا تموم بشه چيه كه اونارو نگه داشته ؟!

اوايل اينجا گفتند برو سربازي . برم سربازي دنبال علافي و برده اي باشم براي عده اي كه چيزي ندارند مثلا رييس مركز شكمش از خودش بزرگتره يا غذا بهت نميدن

بعد ميگن برو مشاور رفتم هيچ سودي نداشت

گفتند صبح بيدار شو ورزش كن حال نداشتم.

با چنتا دختر ارتباط داشتم كه مدير همدردي گفت اين روابط خوب نيست منم قطعش كردم.

من از زندگيم راضي نيستم نيستم نيستم
سلام

دوست عزیز راهکارهارو انجام بده و منتظر جرقه آنی نباش که معجزه بشه.. شما تو حالت روحی مناسبی قرار نداری و همه چیزو از این دید نگا میکنی و معلومه که نگاهت و تصمیمت دچار خطا خواهد بود..

منم برعکس تو وقتی میگی به چه امیدی زنده هستید و برید خودکشی کنید برام تعجب اوره که با این همه لذت تو زندگی خودکشی چرا؟

من و دوستام تو هفته یه تایم فوتبال میریم و برا جمعه لحظه شماری میکنیم تا بیاد و خیلی چیزهای دیگه و اگه شما برای این چیزها یا کلا لذت نمیبرید یا افسردگی دارین و یا خودتون دوس دارین این مدلی بمونید..

اولین قدم اینه که خودتون بخواهید که از این فضا خارج بشید که خوشبختانه خواستید و دست بکار شدید ولی هم زود ناامید شدید و هم اینکه زود دنباله نتیجه رفتید..

حتما ورزشو ادامه بدید حتی اگه دلتون نخواد .. من خودمم قبل سربازی و بعد اون گاهی وقتا این مدلی میشدم و دنیار و پوچ میدیدم ولی رفته رفته که سن ادم میره بالا منطق جایگزین احساسات میشه ..