منم چندسال پیش تجربه مشابه شما رو داشتم. ترم اول خیلی درگیر درسام بودم و زیاد تو اتاق نبودم. یه هم اتاقی داشتم که خیلی پشت سرم خراب میکرد. خیلی بهم حسادت میکرد. اگه میفهمید نمره من خوب شده حالش بد میشد و چند روز باهام حرف نمیزد. خلاصه در نبود من هم اتاقی هام رو برعلیه من تحریک کرده بود. من هم تصمیم گرفتم از اونجا برم. هرچی هم اتاقی هام اصرار کردن و عذرخواهی کردن. گفتم نه! بهتره برم. اتاق جدیدم واقعا عالی بود. بعد از چند سال بهترین دوستام هم اتاقی های خوابگاهم هستن.
اما یه نکته. من هم ترم اول بی تجربه بودم. وسایل و کارهای اشتراکی بدترین کار ممگن هست. نهارمون و ظرف شستنمون و حتی تفریحمون همه اشتراکی بود. اما ترم بعد دیگه تجربه داشتم و همه چیز انفرادی بود. اما روزای تعطیل اگه دوست داشتیم میرفتیم با هم گردش.








علاقه مندی ها (Bookmarks)