طبق رسم و رسوم ما از روز نامزدی دیگه خیلی از مخارج دختر به عهده ی داماده.
چند روز پیش دندونم خیلی درد گرفته بود. وقتی نامزدم فهمید گفت که بذار بیام ببرمت دکتر و این حرفا. منم گفتم که نه نمیخوام مزاحمت شم، خودم میرم.
اون بازم کلی اصرار کرد که شماره حسابتو بده تا واست پول بفرستم. منم که میخواستم دلشو نشکنم گفتم باشه ؛)
بعد که گفت چقد واسم فرستاده انگار اب سرد ریختن روم... یخ کردم.
رفتم دندونپزشکی. فقط حق ویزیت، عکس و داروها رو که حساب کردم تقریبا نصف پولی که بهم داد تموم شد. دکتر گفت داروهاتو استفاده کن چند روز دیگه بیا.
وقتی برگشتم به نامزدم گفتم چقد از پولها خرج شده. فقط واسم دارو نوشته و گفته هزینه ی عصب کشی و پر کردنش اینقدر میشه( تقریبا سه برابر اون پولی که بهم داده بود).
توقع داشتم که اشتباه اولشو جبران کنه و این پولو بهم بده. ولی اون گفت که بعد عقد میبرمت فلان شهر که هزینه ها مناسبتره. این یعنی کی خدا میدونه.
داداشهام همزمان با من نامزد کردن. من دارم میبینم که چقد واسه عروسامون خرج میکنن. نامزدم واقعا یک دهم اونا هزینه نمیکنه. با اینکه حقوقهاشون تقریبا در یه حده.
اینو هم بگم که من از نظر مادی ادم پرتوقعی نیستم. برا انتخابش مهمترین معیارمو اخلاق و خونواده گذاشتم. واقعا فکر میکنم واسش مهم نیستم. فکر میکنم دوست داشتنش فقط حرفه از دل نیست. بدتر از همه فکر میکنم خسیسه.
خساست واسم خط قرمزه نمیتونم تحمل کنم. چند بار هم تا حالا بهش گفتم. الان تاپیک maryam.mim رو خوندم. امیدوارم اسمشو درست نوشته باشم. خیلی خوب احساساتشو توضیح داده. منم دقیقا در مورد نامزدم این جور فکر میکنم. اون میگه نمیدونه ماهی 2،3 تومن از دستش چجوری میره؛ پس چرا وقتی به من میرسه اینقدر صرفه جویی میکنه. حلقه ی خیلی ساده و چیزهای دیگه.
برداشت شما از حرفام چیه؟ میشه لطفا راهنماییم کنین؟
هدفم از گفتن نامزدی قبلیم این بود که بگم واسم خیلی سخته که این رابطه هم بخوره. نمیدونم با کی باید مشورت کنم. با مامانم رفتم دکتر، وقتی شنید چقدر واسم فرستاده انگار رنگش پرید. بخدا من ادم پر توقعی نیستم. پس چرا این جوری میشه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)