به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27

Threaded View

  1. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 03 تیر 97 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1395-5-20
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    1,921
    سطح
    26
    Points: 1,921, Level: 26
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 42 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوباره.
    یه چیزی بگم نرگس؟
    حس میکنم از ترس اینکه برچسب پرتوقع بهت نخوره داری خواسته هات رو پنهان میکنی. حالا خواسته منطقی یا غیرمنطقی کار ندارم. احتمالا از اول آشنایی همین روند رو پیش گرفتی. احتمالا خانواده ت هم خواستن سخت گیر به نظر نیان و مطرح نکردن که بعد نامزدی انتظار خرجی دادن و... از داماد دارن.
    مثل قضیه پول گرفتن که آقا گفته میریزم به حساب و شما مخالفت کردی. درصورتی که طبق رسمتون وظیفه ش بوده. آقا بعد کلی اصرار و حتما گفتن نمیخواد و نیازی نیست از طرف شما یه مبلغی رو ریخته برات. بعد از کم بودن مبلغ جاخوردی. خوب شما که از اولش گفته بودی نمیخوام.
    کسی درمورد این رسم شما واسه آقا نگفته، بالاخره باید از یه جایی حالیشون بکنی دیگه. خوب بود همون موقع که گفت بیام ببرمت دکتر قبول میکردی. که بفهمن از این به بعد مسئولیت شما با ایشونه.
    ولی اینکه خواسته هات رو مطرح نکنی که همسر خوب و قانعی به نظر بیای، بعد انتظار داشته باشی که آقا خودش بفهمه و برات انجام بده نمیشه. آقا علم غیب نداره. اینجوری ته دلت همیشه ناراضی هستی. مث الان.

    - - - Updated - - -

    سلام دوباره.
    یه چیزی بگم نرگس؟
    حس میکنم از ترس اینکه برچسب پرتوقع بهت نخوره داری خواسته هات رو پنهان میکنی. حالا خواسته منطقی یا غیرمنطقی کار ندارم. احتمالا از اول آشنایی همین روند رو پیش گرفتی. احتمالا خانواده ت هم خواستن سخت گیر به نظر نیان و مطرح نکردن که بعد نامزدی انتظار خرجی دادن و... از داماد دارن.
    مثل قضیه پول گرفتن که آقا گفته میریزم به حساب و شما مخالفت کردی. درصورتی که طبق رسمتون وظیفه ش بوده. آقا بعد کلی اصرار و حتما گفتن نمیخواد و نیازی نیست از طرف شما یه مبلغی رو ریخته برات. بعد از کم بودن مبلغ جاخوردی. خوب شما که از اولش گفته بودی نمیخوام.
    کسی درمورد این رسم شما واسه آقا نگفته، بالاخره باید از یه جایی حالیشون بکنی دیگه. خوب بود همون موقع که گفت بیام ببرمت دکتر قبول میکردی. که بفهمن از این به بعد مسئولیت شما با ایشونه.
    ولی اینکه خواسته هات رو مطرح نکنی که همسر خوب و قانعی به نظر بیای، بعد انتظار داشته باشی که آقا خودش بفهمه و برات انجام بده نمیشه. آقا علم غیب نداره. اینجوری ته دلت همیشه ناراضی هستی. مث الان.

  2. 3 کاربر از پست مفید مارگریتا تشکرکرده اند .

    nardil (جمعه 22 بهمن 95), ZENDEGIBEHTAR (شنبه 23 بهمن 95), خانم مهندس (جمعه 22 بهمن 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.