تشکرشده 8 در 6 پست
Eram (جمعه 22 بهمن 95)
تشکرشده 1,642 در 598 پست
ظاهرا همه چیز خوب به نظر می رسه و بیشتر مشکلات "گاهی وقت ها" ست اما با وجود این دوتا فرضیه وجود داره:
اول حساسیت بیش از حد شما نسبت به یک گروه دوستی ایده آل و خوبه (طبق تعریفات شما )_انتظارات نادرست،توقعات بیش از حد و در نتیجه سرخوردگی و ناکامی .
دوم اینکه شما تقصیر امور رو بیش از حد به دوش خودت انداختی ،اینجوری به راحتی اشتباهات و رفتار بد دیگران رو توجیه می کنی.الان هرکسی میتونه باهات رفتار بد و گستاخانه داشته باشه و توجیهش کنی که به خاطر رفتار بد خودم بوده . اما میزان گستاخی دوطرف مهمه که اینو باید برامون بیشتر باز کنی.
حتی ممکنه مایل باشی تا هر رفتار گستاخانه دیگران رو ،ریشه ای در خودت تحلیل کنی و علتش رو در خودت جویا بشی که این هم افراط توش هست
نه افراط خوبه و نه تفریط .افراط یعنی بیش از حد مسئولیت امور رو خودت به گردن بگیری و شخصی سازی کنی . و تفریط یعنی هرکاری کنی اما بدون دیدن رفتار خودت از دیگران عیبجویی کنی.هیچکدوم این دوتا خوب نیست. درسته شما داری خودشناسی میکنی،به مشاوره میری و فهمیدی خیلی از روابط ما با دیگران قابل تنظیم شدن و بهتر شدنه اما قرار نیست این مساله یه فشار مضاعفی رو روی دوش شما بندازه ،فشاری که با وجود اینکه در راه بسیار خوبی داری قدم برمیداری و از عیب های خودت آگاهی اما مانع از حرکت و لذت بردنت میشه.
![]()
Jessy (جمعه 22 بهمن 95)
تشکرشده 8 در 6 پست
سلام Eram عزیز
بله کاملا درست متوجه شدید. انتظارات من نه تنها توی جنبه ی دوستی ، بلکه توی همه ی جنبه های دیگه هم به شدت غیرواقع بینانه هست. خیلی هم به خاطر این موضوع ضربه خوردم. ولی دارم آروم آروم تلاش میکنم کمال گرایی خودم را تا حدی کاهش بدم
قبلترها خیلی گستاخی های شدیدتری نسبت به من انجام میشد. اما خوشبختانه الآن خیلی کمتر شده
حتی این چیزهایی که من بهش میگم گستاخی شاید گستاخی هم نباشه! ممکنه بین دوستها یه چیز عادی باشه ولی من فکر میکنم گستاخیه
یک نمونه بگم:
من وارد جمع 2 نفره ی دوتا دوستهام شدم ، البته خیلی سریع و گذرا وارد شدم و سلام کردم ، یکی از دوستهام سلام کرد و با من دست داد ولی گفت : اه دوباره این اومد
من هم بعد از سلام کردن از پیششون رفتم
خب این به نظرم نمیتونه معنای گستاخی بده. نمیتونه معنای عدم پذیرش بده. چون اگه اون شخص نمیخواست من رو پذیرش کنه به اون گرمی باهام دست نمیداد ، یا حتی ممکن بود جواب سلامم رو هم نده
منظورم اینه که خیلی چیزهایی که اسمش رو میذارم گستاخی میتونه به علت حساس بودن و زودرنجی خودم باشه
آدم زودرنج مثل کسی هست که بدنش پوست نداره ، حتی وقتی هم بقیه نوازشش میکنن احساس درد میکنه و ناراحتی ، چون بدنش پوست نداره..
در مورد فشار مضاعف هم کاملا باهاتون موافقم. باید این نکته رو مدنظر داشته باشم که خودم رو مسئول حادثه ای ندونم که امکان کنترل اون رو نداشتم...
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)