به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 35

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 95 [ 00:09]
    تاریخ عضویت
    1395-11-02
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    327
    سطح
    6
    Points: 327, Level: 6
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    18

    تشکرشده 8 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خانم/آقایEram
    ممنونم که پاسخ دادید. پاسخ سوالات را براتون نوشتم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها
    سلام Jessy عزیز

    امیدوارم حالت خوب باشه .

    نوجوانی دوره ای از زندگی هست که تایید طلبی و احساس محوری توش زیاد دیده میشه .نه تنها شما بلکه همه چالش های این دوره رو می گذروندن .
    توی دوران کودکی وقتی چندنفر دارن بازی میکنند بچه ها دوست دارند حتما بهشون بپیوندند اما هرچی انسان بزرگتر میشه در مورد اینکه آیا به این دوستان بپیونده یا نه فکر میکنه و انتخاب میکنه.
    شما برای اینکه عضو گروهی بشی باید اول به سوالای زیر در موردشون جواب بدی:(لطفا جواب بده)

    1-این گروه از دوستات چه صفات مثبتی دارند که دوست داری همراهشون باشی؟
    وقتی کنارشون هستم خوشحالم ، منو درک میکنن ، خوش اخلاق هستن ، باهام راحت هستند ، خوش برخورد هستند
    2-این دوستی چه سودی به حال تو داره ؟
    خوشحال میشم وقتی با اونها دوست باشم. بیشتر با جامعه در تعامل خواهم بود و اعتماد به نفسم از طریق حضور در جامعه افزایش پیدا میکنه
    3-این دوستی چه ضررهای برات داره؟
    ممکنه گاهی وقتها مورد پذیرش اونها قرار نگیرم یا ترجیح بدن وقتشون رو با کسی دیگه پر کنند
    بعد که سبک و سنگین کردی انتخاب میکنی که اصلا این دوستی ارزش تلاش کردن رو داره یا نه .آیا این دوستان در شرایط سخت هم رفتار مناسبی باهات دارند؟ راستش منظور از شرایط سخت رو نمیفهمم. ولی رفتارشون اگر هم با من نامناسب باشه به خاطر لحن صحبت خودمه که باعث شدم خیلیها نسبت بهم گستاخ بشن آیا حریم شخصی و خصوصیت براشون محترم هست؟من معمولا باهاشون رو راست هستم و اونها هم توی کارهای من دخالت نمیکنن آیا برخوردشون باهات مودبانه هست؟مودبانه نیست ولی همونطور که گفتم علتش خودم هستم که باعث شدم گستاخانه باهام برخورد کنند آیا توی درس مشوقان خوبی برای هم هستین؟ بله

    یا نه برعکس

    بین شما حسادت زیاد وجود داره-؟نه اصلا. شخصیت شما در گروه دوستی تخریب میشه -توسط گروه پذیرفته نمیشی و مورد بی محبتی اونها هستی؟ همیشه اینطور نیست ولی گاهی وقتها شوخی هایی باهام میکنن که خوشم نمیاد.

    منتظر پاسخت هستم

  2. کاربر روبرو از پست مفید Jessy تشکرکرده است .

    Eram (جمعه 22 بهمن 95)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Jessy نمایش پست ها

    وقتی کنارشون هستم خوشحالم ، منو درک میکنن ، خوش اخلاق هستن ، باهام راحت هستند ، خوش برخورد هستند

    این حرفت یعنی در کل (بیشتر موارد) تعامل خوبی با هم دارید.درست متوجه شدم؟ بیشتر موارد سازگارید و همه چی خوبه منتها در بعضی موارد که کم پیش میاد دچار مشکل میشی باهاشون.

    خوشحال میشم وقتی با اونها دوست باشم. بیشتر با جامعه در تعامل خواهم بود و اعتماد به نفسم از طریق حضور در جامعه افزایش پیدا میکنه

    این یک مورد کلی هست و مختص بودن توی این گروه خاص نیست. به طور خاص تر : آیا اونها گاهی خوشحالت میکنن؟ گاهی بهت نشون میدن که دوس دارن توی جمعشون باشی یا اغلب پیام های طرد کننده می فرستند که نشون میده تمایلی به حضورت ندارن؟

    ممکنه گاهی وقتها مورد پذیرش اونها قرار نگیرم یا ترجیح بدن وقتشون رو با کسی دیگه پر کنند

    این گاهی کاملا طبیعیه و اصلا نمیشه انتظار داشت همیشه مورد پذیرش باشیم،اتفاقا وقتی آدم خودش رو به دوستاش تحمیل نکنه و گاهی هم بدون اونها وقت بگذرونه احساس استقلال و اعتماد به نفسش تقویت میشه. گاهی خودت باهاشون نباش و بگو مثلا درس دارم ،اینجوری تمرین میکنی تا بدون اونها هم وقت بگذرونی .گاهی وقتی خواستن جایی برن و رغبتی ندارن که تو هم بری بهشون بگو اتفاقا من هم کاری داشتم نمیتونستم هم بیام .

    من معمولا باهاشون رو راست هستم و اونها هم توی کارهای من دخالت نمیکنن

    این خیلی خوبه وهمچنین اینکه توی درس مشوق های خوبی برات هستند هم خیلی خوبه،اینکه به هم حسادت ندارید


    همیشه اینطور نیست ولی گاهی وقتها شوخی هایی باهام میکنن که خوشم نمیاد.

    .
    ظاهرا همه چیز خوب به نظر می رسه و بیشتر مشکلات "گاهی وقت ها" ست اما با وجود این دوتا فرضیه وجود داره:

    اول حساسیت بیش از حد شما نسبت به یک گروه دوستی ایده آل و خوبه (طبق تعریفات شما )_انتظارات نادرست،توقعات بیش از حد و در نتیجه سرخوردگی و ناکامی .

    دوم اینکه شما تقصیر امور رو بیش از حد به دوش خودت انداختی ،اینجوری به راحتی اشتباهات و رفتار بد دیگران رو توجیه می کنی.الان هرکسی میتونه باهات رفتار بد و گستاخانه داشته باشه و توجیهش کنی که به خاطر رفتار بد خودم بوده . اما میزان گستاخی دوطرف مهمه که اینو باید برامون بیشتر باز کنی.
    حتی ممکنه مایل باشی تا هر رفتار گستاخانه دیگران رو ،ریشه ای در خودت تحلیل کنی و علتش رو در خودت جویا بشی که این هم افراط توش هست

    نه افراط خوبه و نه تفریط .افراط یعنی بیش از حد مسئولیت امور رو خودت به گردن بگیری و شخصی سازی کنی . و تفریط یعنی هرکاری کنی اما بدون دیدن رفتار خودت از دیگران عیبجویی کنی.هیچکدوم این دوتا خوب نیست. درسته شما داری خودشناسی میکنی،به مشاوره میری و فهمیدی خیلی از روابط ما با دیگران قابل تنظیم شدن و بهتر شدنه اما قرار نیست این مساله یه فشار مضاعفی رو روی دوش شما بندازه ،فشاری که با وجود اینکه در راه بسیار خوبی داری قدم برمیداری و از عیب های خودت آگاهی اما مانع از حرکت و لذت بردنت میشه.

  4. کاربر روبرو از پست مفید Eram تشکرکرده است .

    Jessy (جمعه 22 بهمن 95)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 95 [ 00:09]
    تاریخ عضویت
    1395-11-02
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    327
    سطح
    6
    Points: 327, Level: 6
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    18

    تشکرشده 8 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها
    ظاهرا همه چیز خوب به نظر می رسه و بیشتر مشکلات "گاهی وقت ها" ست اما با وجود این دوتا فرضیه وجود داره:

    اول حساسیت بیش از حد شما نسبت به یک گروه دوستی ایده آل و خوبه (طبق تعریفات شما )_انتظارات نادرست،توقعات بیش از حد و در نتیجه سرخوردگی و ناکامی .

    دوم اینکه شما تقصیر امور رو بیش از حد به دوش خودت انداختی ،اینجوری به راحتی اشتباهات و رفتار بد دیگران رو توجیه می کنی.الان هرکسی میتونه باهات رفتار بد و گستاخانه داشته باشه و توجیهش کنی که به خاطر رفتار بد خودم بوده . اما میزان گستاخی دوطرف مهمه که اینو باید برامون بیشتر باز کنی.
    حتی ممکنه مایل باشی تا هر رفتار گستاخانه دیگران رو ،ریشه ای در خودت تحلیل کنی و علتش رو در خودت جویا بشی که این هم افراط توش هست

    نه افراط خوبه و نه تفریط .افراط یعنی بیش از حد مسئولیت امور رو خودت به گردن بگیری و شخصی سازی کنی . و تفریط یعنی هرکاری کنی اما بدون دیدن رفتار خودت از دیگران عیبجویی کنی.هیچکدوم این دوتا خوب نیست. درسته شما داری خودشناسی میکنی،به مشاوره میری و فهمیدی خیلی از روابط ما با دیگران قابل تنظیم شدن و بهتر شدنه اما قرار نیست این مساله یه فشار مضاعفی رو روی دوش شما بندازه ،فشاری که با وجود اینکه در راه بسیار خوبی داری قدم برمیداری و از عیب های خودت آگاهی اما مانع از حرکت و لذت بردنت میشه.
    سلام Eram عزیز
    بله کاملا درست متوجه شدید. انتظارات من نه تنها توی جنبه ی دوستی ، بلکه توی همه ی جنبه های دیگه هم به شدت غیرواقع بینانه هست. خیلی هم به خاطر این موضوع ضربه خوردم. ولی دارم آروم آروم تلاش میکنم کمال گرایی خودم را تا حدی کاهش بدم
    قبلترها خیلی گستاخی های شدیدتری نسبت به من انجام میشد. اما خوشبختانه الآن خیلی کمتر شده
    حتی این چیزهایی که من بهش میگم گستاخی شاید گستاخی هم نباشه! ممکنه بین دوستها یه چیز عادی باشه ولی من فکر میکنم گستاخیه
    یک نمونه بگم:
    من وارد جمع 2 نفره ی دوتا دوستهام شدم ، البته خیلی سریع و گذرا وارد شدم و سلام کردم ، یکی از دوستهام سلام کرد و با من دست داد ولی گفت : اه دوباره این اومد
    من هم بعد از سلام کردن از پیششون رفتم

    خب این به نظرم نمیتونه معنای گستاخی بده. نمیتونه معنای عدم پذیرش بده. چون اگه اون شخص نمیخواست من رو پذیرش کنه به اون گرمی باهام دست نمیداد ، یا حتی ممکن بود جواب سلامم رو هم نده
    منظورم اینه که خیلی چیزهایی که اسمش رو میذارم گستاخی میتونه به علت حساس بودن و زودرنجی خودم باشه
    آدم زودرنج مثل کسی هست که بدنش پوست نداره ، حتی وقتی هم بقیه نوازشش میکنن احساس درد میکنه و ناراحتی ، چون بدنش پوست نداره..

    در مورد فشار مضاعف هم کاملا باهاتون موافقم. باید این نکته رو مدنظر داشته باشم که خودم رو مسئول حادثه ای ندونم که امکان کنترل اون رو نداشتم...


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.