به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 76

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 بهمن 98 [ 15:04]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    273
    امتیاز
    7,978
    سطح
    60
    Points: 7,978, Level: 60
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsOverdriveVeteran
    تشکرها
    318

    تشکرشده 381 در 176 پست

    Rep Power
    58
    Array
    سلام دوست عزیز

    یه موردی رو که موقع خوندن تاپیک متوجه شدم من رو یاد روزهای اول ازدواجم انداخت من مثل همسر شما شده بودم البته ناسزا نمی گفتم اما همش حرف از پشیمونی و جدایی می زدم و شوهرم واقعا ناراحت می شد و درست گفتید من مثل همسر شما وسواس فکری پیدا کرده بودم. علت هاش رو می گم ببینید شما در مورد شوهرتون شاید اینطور رفتار کرده باشید که ایشون مثل گذشته من دچار افسردگی و وسواس فکری شده. من همسرم بهم بی توجهی می کرد درست از روز بعد از ازدواج . با گوشیش و کامپیوترش مشغول بود (حالا شاید شما با کار و آشپزی مشغول باشی و توجه چندانی به همسرت نکنی) منم زود به زود سر چیزای مسخره عصبانی می شدم. یه مورد دیگه اینکه زیاد تو خونه احساس تنهایی می کردم و فهمیدم دچار افسردگی بعد از ازدواج شدم چون تو خونه پدری مرکز توجه بودم و وقتی می رفتم خونه حداقل دو ساعت فقط با مادرم حرف می زدیم ولی خونه شوهر دیگه خبری نبود حرفهامونم یا فوتبالی بود یا مسائل و مشکلات کاری و از این قبیل (خبری از صحبت در مورد مسائل جذاب زنونه نبود) . حالا شما اینا رو برعکس کن شاید شوهرت احساس تنهایی می کنه این چیزایی که گفتی و من اگه درست برداشت کردم نشونه افسردگی و غمگینی همسرته حالا شما باید ریشه اش رو پیدا کنی با سوال پرسیدن جوابی نمی ده چون منم خودم نمی دونستم چرا اینجوری شدم منم موقع رانندگی یا موقع امتحانات یا هر موقعیت استرس زا هر چقدرم خفیف به شدت عصبانی و مضطرب می شدم. در نهایت خودم تصمیم گرفتم عوض شم با شرایط کنار اومدم مواقع تنهایی یه غذایی درست می کنم تو خونه ورزش می کنم و برای خودم سرگرمی درست کردم با مادرم هر روز چت می کنم و کلا بهتر شدم
    شما هم آروم باش سوپرایزش کن مثلا باشگاه ثبت نامش کن یا نه با هم برید پارک یه ورزش دو نفره انجام بدین مثلا والیبالی بند مینتونی یا هر چیز دیگه ای. تو خونه آهنگی می شنوی براش برقص خجالت هم نکش بعد بلندش کن برقصه . فعالیت بدنی دشمن سرسخت استرسه. شوهرتون فکر کنم زیر فشار اقتصادی یا احساسی قرار گرفته و نتونسته با تغییر کنار بیاد. این افسردگی میاره. خیلی بهش گیر نده که چرا دیر میای یا چرا حرف نمی زنی چون من خودم وقتی اینجوری بودم عصبانی می شدم. تا دیدی داره عصبانی می شه ببوسش و بغلش کن باهاش کل کل نکن . من اوایل شوهرم باهام بحث می کرد آخرش به دعوا و گریه من و حرف از طلاق ختم می شد مشاور گفت من غمگینم و شوهرم راحش رو یاد گرفت و دیگه موقع عصبانیت با من بحث نمی کرد و الان خدا رو شکر این موضوع حل شده.

    امیدوارم تجربه ام بتونه کمکت کنه . ولی سعی کن یه مشاور خوب پیدا کنی می دونم حرف از جدایی بیاد وسط چقدر نا امید و دلسرد کننده است ولی ارزشش رو داره چون شوهرت رو دوست داری براش تلاش کنی و کمکش کنی به زندگی عادی برگرده و دوباره مثل سابق خوشحال باشه.

    اگه اهل حرف زدنه که بر اساس تاپیکتون متوجه شدم در مورد مشکلاتش حرف نمی زنه ولی بهش بگو اگه کمکی از دستت بر میاد بهت بگه که تو بدونی چیکار کنی که کمتر عصبانی و ناراحت شه زمان می بره برای من 3 ماه طول کشید و من به دلیل شوکی که از خانوادش بهم وارد شده بود اینجوری شده بودم. اما صبور باش و 6 ماه به خودت زمان بده تا به شوهرت کمک کنی دوباره خوشحال باشه و نگران آینده و بچه نباش از الان ایشالا بعد از 6 ماه با تلاش خودت همه چیز رو به راه می شه

    فقط ورزش برای شوهرت رو فراموش نکن خیلی کارت رو آسون می کنه. اینو خودم تجربه کردم و راه مطمئنی هست. موفق باشی و ایشالا آرامش زودتر به خونت برگرده

  2. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 فروردین 97 [ 23:21]
    تاریخ عضویت
    1392-5-26
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    4,283
    سطح
    41
    Points: 4,283, Level: 41
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    3

    تشکرشده 17 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلامmaryam.mim عزیز.خیلی خیلی سپاسگزارم که وقت گذاشتین و جواب دادین.شما درست میگید همسرم افسرده است.اما نمیخاد واسه درمانش حداقل به خاطر خودشم که شده کاری بکنه.ورزش میکنه .اگه ورزش نکنه که خیلی بیشتر استرس داشت.اما ورزش در روحیاتش تاثیر زیادی نداشته.مهربونه اما وقتی یه چیز پیش میاد کنترلی روی حرفاش نداره.و میگه تو شروع کننده هستی و مقصر تویی.وقتی بهش میگم من از فلان حرف یا رفتارت ناراحتم بیشتر مواقع عذر خواهی نمیکنه.بهش میگم اگه قضیه برعکس بود میگه تو میتونی خودتو نگه داری من نمیتونم.آخرین بار هم گفت من نمیخام تو اذیت بشی هر تصمیمی بگیری من قبول میکنم.خیلی خیلی اذیت میشم و داغون میشم که حاضر نیست روش خودشو عوض کنه و میخاد از من بگذره و انگار منتظر اینه که من بگم جدا بشیم.هر دو همو دوست داریم و همسر مرد خوبیه.خصوصیات خوبم زیاد داره.اما در کنار اخلاقای بدش که کمابیش ناراحتم میکنه این خشونت کلامیش بیشتر از همه آزارم میده.دلم واسش پر میکشه اما یاد حرفاش که میفتم خیلی میرنجم و میگم اخه عشق بدون احترام به چه دردی میخوره.کاش کسی میتونست راهنماییم کنه که چجوری از حرفاش نرنجم و این تندی رفتارشو چجوری کم کنم.چطور حساس نباشم و قبل از اینکه بخاد یهو شعله ور بشه ارومش کنم.چون سکوتم و کارهای دیگه که تا به حال انجام دادم مقطعیه.انگار همسرم به بیتفاوتی رسیده.این چرخه قهر و اشتی مدام تکرار میشه و فرسودمون کرده.به من نمیگه دقیقا از چی ناراحته تو ذهنش.انتظاراتشو واضح نمیگه.دوست داشتم یکی مثل وقتی ادم با همسرش واسه زوج درمانی مراجعه میکنه بگه که چکار باید کنیم تا کمتر دچار تعارض بشیم چون همسرم نمیاد بریم مشاوره.میدونم که مشکلاتمون حل شدنیه.اما من چکار میتونم بکنم به تنهایی که همسرم خشن نباشه.وقتی یاد اولا میفتم قلبم به درد میاد که این همون ادم اول اشناییه که الان داره بیحرمتی میکنه.بین عشق به همسر و زندگیم و احترام و شأن خودم موندم.امیدوارم کسی بتونه بهم تکنیک های حل تعارض رو یاد بده.تا منم به همسرم منتقل کنه اگه بشه.بازم ممنونم از توجه و لطفتون


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آيا طلاق بهترين راه حل براي من هست؟
    توسط darya.f در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 79
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 مرداد 91, 16:33
  2. چطور دو نام کاربری مشابه ممکن است؟!
    توسط هستی در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 16:24
  3. من نذاشتم یا خدا نخواست؟ درد های درونم رو چطور درمان کنم؟
    توسط sarshar در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 05 فروردین 91, 00:41
  4. X:X اندازه قلب شما چقدر است؟
    توسط فرشته مهربان در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 29 بهمن 90, 17:12
  5. کمک کردن به دیگران وظیفه ی ماست؟!
    توسط چشم بارانی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 آذر 89, 15:57

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.