سلام
وقتتون بخیر.
دیروز برای اولین بار با نامزدم رفتم بیرون. حق با شما بود موقع بیرون رفتن میتونیم شناخت واقع بینانه و درستتری از هم به دست بیاریم چون رفتارها رو میبینیم.
پیرو حرفهای شما، چند روز پیش غرورمو کنار گذاشتم و با لحن اروم و ملایم به نامزدم گفتم که به خاطر کم توجهیش تو روز تولدم و ولنتاین از دستش ناراحتم. احساس میکنم دوستم نداره، پیشش ارزشی ندارم و پول براش مهم تره تا من...
حرفام که تموم شد گفت که این روزا به خاطر مشکلات کاری فکرش خیلی درگیره و چون مراسم نامزدی هنوز برگزار نکردیم پیش خودش فکر کرده شاید اوردن هدیه از دیدمون درست نباشه.
گفتم این فکرش اشتباست و از این جور چیزا ناراحت نمیشم، که خوشحال هم میشم. :)
البته پذیرفت که اشتباه کرده و چند بار عذرخواهی کرد.
ازم پرسید دیگه چه انتظاراتی ازم داری؟ بهش گفتم و اون هم در مورد توان مالی خودش حرف زد. یه سری اختلافات هم اون وسط خودشو نشون داد که به نظرم میتونیم حلشون کنیم.
دیروز از اوضاع دندونم پرسید و گفت که هر وقت خواستی بیا با هم بریم دندونپزشکی و درستش کن. و بعد خیلی اصرار کرد که بیا بریم فلان چیزو به عنوان هدیه واست بگیرم که من قبول نکردم.
درست میگین باید یه فکری برای این تعارفهای دست و پاگیرم کنم.
دوستان عزیزم ممنون که من و بقیه رو راهنمایی میکنین و کنارمون هستین.![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)