آره راست میگین. الان اونی که محکوم شد خواهرشوهرم بود چون خیلی حرفها به همسرم میگفت و تذکر میداده که به من نگه....به هزار دروغ و فریب از شوهرم پول قرض گرفت.و هنوز هم باهم قهر هستن و خوشبختانه دخالتی تو زندگی ما نمیکنه؟ فعلا راحت هستم هر چند که جاریم همیشه نقش آدم های تیکه پرون و کلاس اضافی میذاره رو برام بازی میکنه و مادرشوهرم هم هر وقت ما رو میبینه نقش آدم های فضول. بعضی وقتها برام خسته کننده میشه بودن تو این جمع های پر حاشیه و حالم گرفته میشه ....اما تحمل میکنم و صبوری میکنم .
اون مشکلم جزو قوانینی که تو انجمن نباید گفته بشه .
خوشبختانه با همسرم دیگه خیلی دعوا نمیکنیم و چند وقتیه با هم خوبیم. شوهرم میگه دوست ندارم باهات دعوا کنم نمیتونم ناراحتی تو رو ببینم.
اگه خدا بخواد عید با همسرم عازم کربلا هستیم...
الان مامانم یه مشکلی داره که راهم دوره و نمیتونم کمکش کنم ذهنم درگیرشه و ناراحتم .کنکور ارشد هم دارم حس درس خوندنم نمیاد.