دوست عزیز همسر شما شباهته زیادی با همسره من داره...ببین خانمی این جور مردها به نظر من کنترلی روی حرفایی که میزنن ندارن واقعا فکر نمیکنن به حرفی که میزنن حتی پیشه خودشون نمیگن این حرفه من ایا اون رو ناراحت میکنه نمیکنه و اون چه فکری میکنه ...اصلا...حداقل من درباره همسره خودم دیدم...سعی کن به حرفاش اهمیت ندی زیاد و جدی نگیری..الان یه مثال برات میزنم..شوهره منم تا قاطی میکنه و به اصطلاح میره تو اون فاز میگه ناراحتی برو خونه بابات..روزه جمعه تا ظهر خواب بود هی من میرفتم میگفتم مگه نگفتی ده بیدارت کنم اونم چندبار گفت برو میخام بخوابم..که یه دفعه شروع کرد به فحاشی و گفت من همینم که هستم ناراحتی طلاقت میدم خوش اومدی..(همسرم استرس داره و قرص میخوره هرچند که صدبار گذاشته کنار و دوباره شروع کرده همین قرص خوردنش باعث منگی میشه و خوابه طولانیه بی موقع...)تا حالا صدبار بهم گفته منم برای اولین بار بهش گفتم فکر کردی خیلی تحفه ای من فقط به خاطر بچه ام موندم وگرنه یک لحظه اینجا نبودم..البته که غلو هم کردم..اینو گفتم و اومدم بیرون از اتاق ظهر پاشد رفت بیرون..وقتی شب اومد خونه گفت کلی دلم شکست چه حرفی بود زدی یعنی من هیچ ارزشی برات ندارم منم گفتم دیدی چه قد بده ادم دله کسی رو بشکونه تو اینقد طلاق طلاق میکنی منم جوابتو دادم ..اونم گفت من نمیفهمم چی میگم شوخی میکنه میخام حرصتو دربیارم چون حرصمو دراوردی ولی تو حرفات جدیه....
خلاصه عزیزم این مورد رو گفتم که خیلی رو این حرفاشون فکر نکن و حساسیت فکریت رو بیار پایین تا هم خودت ارامشت بیشتر بشه هم بتونی بهتر روی بهترشدن زندگیت کار کنی








علاقه مندی ها (Bookmarks)