سلا ممنون از لطف شما واقعیت من بعد از اینکه رابطه ام با ابشون نزدیک تر شد این مساله به چشمم اومد یعنی شفاف تر بگم وقتی خانواده ها در جریان قرار گرفتند و من رفتم منزلشون و با لباسی غبر از لباس بیرون و مانتو دیدمشون این قضیه برام پررنگ شد
این مورد یه هفته ای هست ذهنم رو مشغول خودش کرده وگرنه قبلا برای اینقدر مهم نیود چون شاید اینجوری ندیده بودمش و همیشه بیرون همدیگه رو میدیدیم
ممنونم از شما درموردچندخط اول فرمایش شما چیزی ندارم بگم چون از روی هوس و الکی جلو نرفتم و همه چیز سعی کردم با بررسی انجام بشه و قصدم از اول قطعا از دواااج بوده نه دوستی....سلام به ایمان عزیز
یکی از مهم ترین مسایل در ازدواج این هست که شما قبل از ارتباط با افراد و انجام مراسمات رسمی از طرف مقابلتون کاملاً راضی باشین. من فکر میکنم الان، در این زمان عقب گردتون و بی میلیتون بازی با احساسات افراد و بی هدفی شما در رابطه با مسئله ی ازدواج هست. گاهی افراد در ازدواج هدف خاصی ندارن و صرفا میخوان از تنهایی در بیان و هم زبانی داشته باشن یا کسی معیشتشونو تأمین کنه، اما برخی هستن که هدف دارن اما نه هدف ارزشمند! بلکه تنها بدلیل کشش ها و حاذبه های ج/ن/س/ی بسراغ دیگران میرن و پس از رابطه ی ج/ن/س/ی در زمان آشنایی دیگر لزومی به ادامه رابطه نمیبینن. ببینید شما ابتدا با خودتون خلوت کنین و یک برگ کاغذ بیارین و روش اهدافتونو از ازدواج بنویسین ، سپس دو ستون جدا کنین و معایب خودت و معایب دختر مورد نظرتونو بنویسین... حالا دو ستون دیگر زیرش بکشین و این بار محاسن خودتون و اونو بنویسین. اگر محاسن ایشون از معایبشون بیشتر بود و اگر هدف شما ارزشمند بود، ازدواج کنین و اگر نه که بهتر هست پیش یک مشاوره تشریف ببرین. بشخصه من فکر میکنم اگر قیافه کسی رو پسند کردین دیگه لاغری و چاقی یک چیزی هست که با اقدامات ورزشی و پزشکی به تعادل بر میگرده. ( در ضمن اینو بدونین که شاید یک دختر اندام فوق العاده ای داشته باشه ولی هرگز به پای ایشون نرسه و شما رو اندازه ایشون دوست نداشته باشه).
در مورد نوشتن هم درست میگید اما من این کار رو هم کردم نوشتم مزایا کاملا به معایب غلبه میکنه اما احساس میکنم یه وقتا یه دونه از معایب میتونه خیلی از مزایا رو از بین ببره—الان من ذهنم در گیر این مساله است که فکر میکنم دچار همچین چیزی شدم که هر چقدر اخلاق و منش و شخصیت و خانواده رو جلوی چشمم میارم این ایراد برام بازم بولده
سلام
دوست عزیز مسئله پسندیدن ظاهر طرف در اول اولویتها قرار داره و تا این قسمت برای شما حل نشده سراغه اولویتهای دگ نرید .. اگر با این رفتارهائی که میگم مواجه میشید فعلا دست نگه دارید
از دیدن اندام طرف مایوس و ناامیدی به سراغم میاد
برای دیدن دوباره شون لحظه شماری نمیکنم
از اینکه در آغوش بکشمش حس خوبی بهم دست نمیده
ناز کشیدنش برام زجر آوره
وقتی پیشش هستم دوست دارم زودتر ترکش کنم
با دخترهای دگ همش مقایسش میکنم و ...
).
ممنونم از نوشته شما
مساله اینه که من خودم ادم چارشونه ای هستم و احساس میکنم دختری که از نظر فیزیکی با من فاصله داشته باشه نمیتونه من رو راضی کنه که فکر میکنم منطقی هم هست
این مسالئلی که شما گفتید هم هست هم نیست
دلم براش تنگ میشه – نازش رو میکشم و دوست دارم این کار رو – دوست دارم بغلش کنم- شاید برای دیدنش همیشه لحظه شماری نکنم – هر 5 روز یه بار تقریبا همدیگه رو میبینیم برای بیشتر از اون دلم خیلی پر نمیکشه و لی اگه 5- 6 روز بگذره حتما دوست دارم ببینمش – کما اینکه تو روز با تلکرام و .. باهاش در ارتباطم
یه جمله پایانی میخوام بگم شاید خیلی مشخص تر کنه این قضیه رو و خیلی مهم باشه
ایشون برای من اون دختر لوس، جذاب دلبری نیست که هر مردی ممکنه دوست داشته باشه... اما خیلی دختر خانمیه خیلی خوش اخلاقه و مهربونه – خانواده محترم و خوبی داره اما احساس میکنم شاید یه تکه هایی از پازل وجود من رو نتونه پر کنه
این قضیه است که من رو نگران میکنه









علاقه مندی ها (Bookmarks)