به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 اسفند 02 [ 21:46]
    تاریخ عضویت
    1395-4-24
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    6,302
    سطح
    51
    Points: 6,302, Level: 51
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 34 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    ممنون شیدای عزیز از راهنماییتون
    چیزی که گفتین خیلی نکته خوبی بود: "سعی کن حسش کنی، درکش کنی"
    چشم حتما سعی میکنم از حالت مواخذه بیرون بیام، و ببینم واقعیت قضیه و حالت همسرم چی هست.
    در مورد رابطه هم شما فرمودین شاید ناراحتیش چیزی باشه به همین خاطر من باز سوال کردم اگرنه با شما موافقم که سوال کردن بیش از حد ممکنه بدترش کنه. ولی طبق راهنماییتون همین کار رو میکنم. سعی میکنم بسپارمش به حسش!
    متسفانه شاید شوخی به جایی کردین! درواقع ممکنه به خاطر حساسیت های زیاد من همسرم تازه کمتر از خواسته هاش میگه چون میترسه منو برنجونه. لازمه کاری در این مورد بکنم؟ یا کلا اصلا من دیگه من نزنم!!
    به طور کلی باید بگم اینکه من بازخواستش کردم به قول شما یا بیش از حد حتی تو موضوع رابطه پافشاری کردم علتش این بود که ایشون به این شکل نبود و طبیعتا من خودم هم گیج شدم که چرا و مدام ازش پرسیدم و خواستم همه چیز رو اصلاح کنم اگه نه اهل غرغر کردن بهش یا رنجوندنش اصلا نیستم! ولی میبینم از چیزی که میگفت و بود فاصله گرفته و این نگرانم میکنه. مثلا شما میگین اگر اهل حرف زدن نبوده بعیده تغییرش بدی... قصد من تغییر نیست مشکل اینجاست ایشون کسی بود که قبلا این خواسته رو از من داشت و انجام میداد و الان تغییر کرده در حالیکه قبول داره خوب بوده و میخواد باشه اما انجام نمیده.....
    واقعا ممنون. سایر جملات کامنتتون رو چندین بار خوندم و سعی میکنم با خودم مرورشون کنم چون شاید عادی به نظر برسه ولی حق با شماست. پذیرش تفاوت ها کار من رو خیلی راحت تر میکنه. من سعی میکنم از همه راهنمایی هاتون استفاده کنم تا زندگی بهتری بسازم. نمیدونم چه طور از همراهیتون تشکر کنم فقط امیدوارم پاسخ محبتتون رو دریافت کنین....
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    سلام

    من فکر می کنم شما زیادی حساسی. زیادتر از حد می خوای طرف مقابلت را کامل تحت کنترل داشته باشی

    این چیزایی که داری می گی بخشیش ویژگی بیشتر مردهاست. اونقدر که شما راحت از احساست حرف می زنی اونا از احساسشون یا مشکلشون و ... حرف نمی زنن.
    انتظار داری همه چیز در قالب کلمات گفته بشه. تا این حد انتظار حرف زدن از مردها، انتظار عادی نیست.
    گاهی اوقات و شاید بعد مثلا یکسال توی یه بحث، گفتگو یا حتی دعوا ... شما جمله ای از همسرت بشنوی که فکر می کنی هیچوقت حتی بهش فکر هم نمی کرده. اما می کرده. ولی به این راحتی که ما خانمها حرف می زنیم، حرف نمی زنن.

    شاید بهتر باشه هم مردها را به طور عام بیشتر بشناسی و هم همسرت را به طور خاص.

    من احساس می کنم یه مقدار هم انتظارت از زندگی مشترک رمانتیک تر و غیرعادی تر از واقعیت زندگی هست.

    خیلی طرف را محاکمه می کنی که حرف بزنه. اینقدر تحت فشار نذارش.
    سعی کن حسش کنی، درکش کنی.

    در مورد رابطه جنسی هم اگه زیاد سوال کنی به نظرم بیشتر گیج و حساسش می کنی.
    بذار راحت باشه و سعی کن خودت از نوع برخورد و رفتارش بفهمی چی می خواد و چه احساسی داره به رابطه تون.
    البته که اگه ازش بپرسی رابطه خوب بود ... می گه آره. اونم با این اخلاق شما عمرا جرات کنه چیزی بگه ( شوخی بود، ولی کمی جدی هم توشه)

    اگه همسرت عادت به حرف زدن تو رابطه را نداره، بعیده بتونی این عادت را توش ایجاد کنی
    و حتی بهتره اونقدر روش پافشاری نکنی. شاید بتونی گاهی سوالی بپرسی و جوابت را بگیری
    اما این که انتظار داشته باشی خودجوش حرفی بزنه ... شاید درست نباشه.
    مردها روی رابطه شون حساسند. اگه شما ایراد بگیری یا حتی خواسته ات را درست مطرح نکنی ممکنه فکر کنه توانایی جواب دادن به نیاز شما را نداره و از این ناتوانی اذیت بشه. خیلی ظریف خواسته ات را باید مطرح کنی، طوری که شکل انتقاد و ایراد گرفتن نداشته باشه. می تونی از سایتهای معتبر کمک بگیری.

    به هر حال آدمها با هم فرق دارند. اگه بشه این فرقها را درک کنی و باهاشون کنار بیایی زندگی قشنگ تری خواهی داشت
    سعی کن توی رابطه به شکل دیگه ای لذت ببری. الزاما وابسته به کلام همسرت نباش.
    اگه نیاز به شنیدن چیزی داری می تونی از موسیقی بدون کلام استفاده کنی
    از عود و شمع و خوش بو کننده هایی که فضا را برات لذت بخش تر کنه

    گفتگو می تونه کمک کننده باشه
    اما من فکر می کنم یه جاهایی خیلی گفتگو موثر نیست.
    یا مهارت بالایی می خواد، یا مداخله ی نفر سوم ( مشاور) که بتونه گفتگو را هدایت کنه.

    در مجموع بهتره اینقدر همسرت را زیر ذره بین نذاری.
    ما همه متفاوتیم ... تحت فشار نذارش که تو قالبی که شما می خوای در بیاد.

  2. کاربر روبرو از پست مفید Mahaneh تشکرکرده است .

    شیدا. (یکشنبه 15 اسفند 95)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 اسفند 02 [ 21:46]
    تاریخ عضویت
    1395-4-24
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    6,302
    سطح
    51
    Points: 6,302, Level: 51
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 34 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خب دوستان عزیزظاهرا دیگه ایده ای نداشتن. اما من خواستم اینجا نتایجی رو بنویسم تا شاید کسی در اینده بتونه ازش استفاده کنه.
    همون طور که قبلا گفتم، من نهایتا در مورد این مشکل مستقیم با همسرم صحبت کردم که این پیشنهاد یکی از کاربرای محترم به اسم "بهاره جون" بود. به نظرم ایده خوبی بود البته همراه با راهنمایی های سایر دوستان. من ضمن اینکه حالت اعتراض و بازخواست رو از خودم گرفتم، سعی کردم خیلی شاد و سرزنده باشم، بیشتر برای خودم اهمیت قایل بشم، و نهایتا خواسته هامو صرف نظر از اینکه همسرم چی فکر میکنه بگم البته به صورتی که فقط انگار داری خودتو معرفی میکنی. نتیجه هم نسبتا خوب بود. گرچه همسرم توی اون گفت و گو خیلی ساکت بود اما بعد از اون سعی کرد بیشتر احساسات من رو به رسمیت بشناسه ضمن اینکه من مداوم دارم میگم ادما متفاوت هستند و نباید هیچ انتظاری داشته باشم!!! فعلا چند روز هست که اوضاع بهتری دارم. در مورد رابطه کامل هم ایشون یک بار در این چند روز پیشنهاد داد اما بعد از اون دیگه در اون مورد چیزی نگفته! من به پیشنهاد دوستان حرفی در این مورد نزدم. حس میکنم بعد از صحبتمون در مورد دلایل من از امتناع برای رابطه، حالش نسبت به این قضیه بهتر شده هرچند خودش میگفت اصلا دلخور نبوده!
    خلاصه اینکه گرچه مشکلم هنوز هم دیده میشه اما از شدتش کاسته شده. خواستم جمع بندی کرده باشم برای دیگر دوستانی که به اینجا سر میزنن.
    امیدوارم هیچ خانمی و مخصوصا تازه عروسی احساسات منفی رو در ابتدای راهش تجربه نکنه .....

  4. 3 کاربر از پست مفید Mahaneh تشکرکرده اند .

    بهاره جون (جمعه 20 اسفند 95), زن ایرانی (چهارشنبه 18 اسفند 95), شیدا. (چهارشنبه 18 اسفند 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. درخواست طلاق دادم ولی مادر شوهرم پیش همه دروغ میگه وآبرومو پیش همه میبره چکار کنم؟
    توسط یاصاحب زمان ادرکنی در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 آذر 95, 11:16
  2. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 بهمن 93, 00:46
  3. قبول کردن پیشنهاد خوابیدن پیش هم در دوران نامزدی بدون هیچ محرمیتی !!!
    توسط tanhaei در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: یکشنبه 31 شهریور 92, 06:04
  4. پیامدهای روابط افراطی دختر و پسر پیش از ازدواج؟
    توسط keyvan در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 23 بهمن 87, 19:02

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.