سلام به شما جوادهای نازنینم
اگرچه نوشتن هایم ممکن است بعضی از شما عزیزان را به اشتباه رایج بیندازد و مطالب توصیف شده در مورد جواد را با نگارنده اشتباه بگیرید. اما با تاکید بر این موضوع می خواهم تصریح کنم همانند یک رمان، یک فیلم یا یک خاطره که گوینده مجزا و منفک از شخصیت واقعی موضوع هست، من هم چنین هستم. پس غریب آشنا، صرفا راویست. و خاطره گو
با این مقدمه بازهم قصد دارم در مورد جواد با شما نازنیننان گفتگو کنم.
جواد بخشی از همه ماست.
تحسین جواد، تحسین بخشی از وجود خود ماست. اما بخشی که بالفعل شدنش انرزی بر است.
یا باید جواد شدن و راهش را سخت و صعب العبور بدانیم و در سراشیبی لذتها و ماندن بیفتیم. یا باید به اندازه انرژی و رنجی که می بریم ، جوادمان را زنده کنیم. و سردر گمی را زنده به گور سازیم
اگر چه الگوی کامل جواد به مانند قامت زنده و یکپارچه ، تصویر سفید و کامل و بی عیب و نقصی باشد که به همان اندازه دور از دسترس هست. لیکن به همان اندازه که رنج جواد شدن را بر خود می خریم، بخش رشد یابنده امان (جوادمان) ارضاء می شود.
آب دریا را گر نتوان کشید ............................... هم بقدر تشنگی باید چشید
توصیف جواد لحظه به لحظه، ، یعنی توصیف یک مسیر لحظه به لحظه
اینجا جایی نیست که غریب آشنایی باشد، یا جوادی یا...
بلکه فقط آدرس دقیق لنگر و لنگرگاهی هست که وقتی از همه چیز بریده می شویم به آن پناه ببریم.
و آن بخشی از درون خودمان هست. جواد درونمان.
این بخش نه عقل معاش هست و نه علم ناقص،
نه آداب و روشهای ناشناخته خودکاوی های هندویی،
نه دعاهای مجهور مانده از معنی ،
نه راههای متضاد و نه درهای سبز باغ.
نه اشتباهات ذهنمان و نه حسهای ناشناخته و آسیب رسان،
نه ناامیدی و نه خودشیفتگی،
و نه دست آویختن به ریسمانهای گسسته به وقت استیصال
بلکه جام جمی هست که در درونمون هست. و ما گم کرده راه و پیوسته جوینده ی ناکام آنیم.
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد................ آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد.
هر کدام از ما بخشی از جوادهایمان را بالفعل کردیم، زنده کرده ایم. و اثربخشی اش را با همه وجود حس می کنیم.
بخشی را غافل شده و فراموش کرده ایم،
بخشی از جوادمان زندانی است،
و بخشی را مستبدانه نسبت به آن بی تفاوت شده ایم.
بخشی از جوادمان ممکن است مجروح یا حتی کشته شده باشد.
اما در لحظاتی ممکن است نفس خوش جوادمان به وجدمان آورده باشد، امید به ما داده باشد.
گاهی دیگران مبهوت بخشی از جواد ما ، ما را تحویل گرفته باشند.
و گاهی کسانی به خاطر بی خیال شدن از جوادمان ، ما را شماطت کرده باشند.
و ممکن است گاهی دور از جوادان (بخوانید بهترین بخشهای وجودمان)، ما را تشویق به بی خیالی کرده باشند.
و متاسفانه گاهی جواد نماها، ما را بدبین کرده باشند ما را بین جواد واقعی درونیمان و جواد فروشان بدلی ، به اشتباه انداخته باشند.
جواد وجودمان بدون بهانه، بدون تنبلی، بدون سفسطه، بدون لذت خواهی، بدون تفاخر، بدون مطرح شدن، بدون انتظار، ... هر لحظه ما را ندا سر می دهد، دستمان را می گیرد، و احساس تنهایی را از دل و جانمان دور می کند. از سستی برحذرمان می کند، و به تکاپوی فراوان اما هدفمند ، و اندیشه بسیط فرا می خواند.
همراهان عزیزم، فقط تاپیک : "جواد ، عزیز دلم را "را بازبینی نکنید، خود جواد را ، جواد درونتان را بازبینی کنید تا مسحور این همه عمق و وسعت آرامبخش و کمالبخش شویم. ببینید کدامین موضوع که در مورد جواد می گویم ، در جواد شما غایب است!!! جواد بالفعل یعنی همه اینها.
بیایید جوادهایمان را غبار روبی کنیم.
دست و پایش را باز کنیم،
آزادش کنیم.
برایش تدارک برنامه و آذوقه ببینیم ،
بهش فکر کنیم.
برایش وسیله سازیم.
او بهترین بخش وجودمان هست، تنهایش نگذاریم
علاقه مندی ها (Bookmarks)