با سلام
خواهش می کنم دقیق بخوانید و عمل کنید چرا که بند بند هر حرفی که می زنم به سند یک تجربه هست.
1- رسیدن به خودتون . قوی شدن و مقابله با همه ترس هاتون . اینکه هیچ تهدیدی شما رو نترسونه . برای این کار یه مهلت شش ماهه به خودتون بدهید زیر نظر یک مشاور.
2- همسر شما بسیار زیبا وکامل خودش را برای شما توصیف کرده، کودک 37 ساله ای که تا زمانی که مادرش بود برای ایشان کودکی (لجبازی ، قهر ، تهدید ، جلب توجه و جلب نوازش با تهدید هایی مثل خودکشی ، سیگار کشیدن و امثالهم )می کرد بعد از ایشان این کودک آنقدر کم تخمل بوده که نتوانسته تا سالگرد والد اول صبر کند و با ازدواج با شما برای والدشان جایگزین انتخاب کرده اند. رفتار های شما با ایشان ادامه رفتارهای مادرشان بوده و لذا لازم است یاد بگیرید رفتار بالغ گونه در مقابل چنین کودکی نه همچون والد . این هم لازمه اش باز زیر نظر یک مشاوره و متخصص بودن است و با تمرین و مطالعه مقدور است.
(می تونید یک تاپیک باز کنید تحت عنوان رفتارهای کودکانه همسرم و عکس العمل بالغ گونه درست) که البته این باید به موازات رفتن شما پیش یک مشاوره باشد.
3- بعد از گذراندن دو مرحله قبلی با همسرتان صحبت کنید که لازم است ایشان به مشاوره مراجعه کنند و در اگر موافقت نکردند به ایشان بگویید اگر ناچار شوم واسطه ای از فامیل را باخبر خواهید کرد و از ایشون کمک خواهید گرفت .
تا دادگاه رفتن و روال قانونی خیلی راه نرفته هنوز هست که نرفتید.
مشکل اصلی رفتار های همسرتان هست اما متاسفانه شما با عکس العمل های والد گونه و بعضا کودکانه و پرخاشگرانه و ترس ها و سکوت ها و انفعال تان نه تنها کمکی به رفع مشکل زندگی تان نکردید بلکه اشتباهات همسرتون را تقویت کردید.
به شما این بشارت رو بدهم از آنجایی که زمان های آرامشی هم در زندگی تان هست و همسرتون هر از گاهی ابراز محبت به شما می کنند که زندگی شما پتانسیل نمره قابل قبول داشتن را دارد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)