سلام.
در حال حاضر پیش از مسئله ازدواج، آنچه که برای شما ضروری هست، رسیدن به ثبات فکری و احساسی هست. اصرار مامان و احساس تنهایی دلایل مناسبی برای ازدواج نیستند، همانطور که اشتباه یک زن رو به پای یک جامعه نوشتن منطقی نیست و صد البته این که معیار رو بذارید بر اساس شکست عشقی طرف که حتما من رو درک میکنه و مشکلات قبلی تکرار نمیشه، به نظر معیاری صحیح و اصولی نمیاد.
ابتدا مشکلاتی که باعث شده اینچنین به خاطرش خودتون رو ببندین به کار که مبادا باهاش روبرو بشید حل کنید، انوقت هر گاه احساس کردید میتونید تعادل رو جایگزین افراط و تفریط در زندگیتون کنید و با گذشته کنار بیاین و مسائل رو قاطی نکنید و البته چنان ثبات داشتید و آماده بودید برای ازدواج که شما از مادر درخواست کنید واستون آستینی بالا بزنند، وقتشه به ازدواج فکر کنید.
تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)