سلام عزیز...
کامل خوندم و به هرحال از وضعیت پیش اومده متاسفم... شاید کمی رک صحبت کنم. امیدوارم به دل نگیرید
دوست من، شما گفتی تو گروه ها با هم وارد میشدین که امن بشه، یا چکشون میکردی،
کلا این رفتارا از پایه و اساس نادرسته، اعتماد وقتی با بازجویی باشه دیگه اعتماد نیست. یه پرنده رو اگه سفت بگیری میمیره، شلم بگیری و بی محلی کنی، پر میزنه میره... باید بهش محبت کنی و اجازه بدی خودش انتخاب کنه بمونه یا بره. درمورد ایشون هم صدق میکنه، رفتار شما بیشتر نادرست بوده تا ایشون.
از یک طرف، این خانم هم نشون دادن کلا ظرفیت دروغ گفتن دارن! و اعتماد با توجه به اینکه خیلی زود صحبت هاشونو تکذیب میکنن، نادرسته.
==============================================
شما فکر میکنی اگه از تلفنشون پرینت بگیری و یا ایشون بهتون قول بده که تمام این مسائلو یکجا تموم کنه، یعنی به ایشون فرصت دادی؟ نه شما به خودت فرصت دادی. بهش علاقه داری و با تمام وجود نمیخوای قبول کنی احساسات تغییر میکنن. دوست خوبم، من از اخلاق ایشون خبر ندارم، صحبتای ایشون هم جداگانه نشنیدم که قضاوت کنم. اما ایشون چه خوب چه بد، شما چه خوب چه بد، این رابطه نتیجه ای نداره...
درسته که خود خانم ممکنه به خیلی دلایل به سمت اون پسر گرایش پیدا کنن، ولی ببینید شما هم اشتباهاتتون کم نبوده.. نمیشه گفت چون ایشون با پسری بدون اطلاع شما صحبت میکرده، پس مقصره. بعضی دخترا هستن خب کلا این کارارو انجام میدن و دروغ میگن اما اگه این دختر ذاتش خوب بوده باشه، باید به این فکر کنیم که اصلا چرا رفت؟ چرا حس آرامشی که باید از سمت شما دریافت کنه، نکرده؟
==============================================
بعد این موارد، مهم ترین مشکل، طولانی شدن رابطه بود... وقتی 6 سال بگذره، دیگه احساسی باقی میمونه که از هم دریافت نکرده باشین؟ طولانی شدن رابطه واقعا آسیب میزنه. وقتی تعهد فقط بخاطر یک رابطه باشه، هرلحظه میشه کنارش گذاشت و کسی هم نمیتونه بگه اشتباه بوده چون هنوز رسمی نشده ولی وقتی زودتر زندگی شروع بشه،تعهدات درست سر جای خودشون هستن، هیجانات و شادی خاص خودش رو هم داره که اون موقع باید شکرگزار خدا باشید. وگرنه فعلا کار هردو نادرست بوده و نمیتونید از طرف مقابل انتظار توبه داشته باشید!
![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)