به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 68

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 آبان 97 [ 18:56]
    تاریخ عضویت
    1395-7-29
    نوشته ها
    594
    امتیاز
    9,965
    سطح
    66
    Points: 9,965, Level: 66
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    646

    تشکرشده 951 در 409 پست

    Rep Power
    116
    Array
    خیلی خوبه دیگه. خودتون برید و دوختید و دو سه نفر بی فکر تر از خودتون هم مهر تائید روش زدند و تمام.
    اگر این هائی که شما رو تائید کردند یکم تو نوشته هاتون دقت می کدند انواع سوالات در مورد خود شما رو باید می پرسیدند که نپرسیدند. فقط از روی احساس و یا تجربه شکست های شخصی خودشون قضاوت کردند.
    نمیگم طلاق درست بود یا نه. گذشته و تموم شده کاریش نمیشه کرد. ولی زندگی آدم ها مهم تر از این حرف ها است که بدون درنظر گرفتن همه جوانب، بدون پیمودن همه راه ها برای تصحیح اون، براساس حرف های خاله زنکی گه بین حتی زن و شوهرهای موفق هم وجود داره اون رو نابود کرد. البته شما که نابود نشدید. یه ازدواج کم هزینه داشتید. مهریه رو هم که از روی جهالت و نادانی بهتون بخشیدند (واقعا که بدجنس و پر از سوء نیت بودند). پول ها و طلاها رو هم بهتون برگردوندند. اسم شون رو هم چند وقت دیگه میدید از شناسنامه تون پاک می کنید می مونه اون خانم و جوونی از دست رفته و همه مشکلاتی که برای این دسته از خانم ها وجود داره.

    * هیچ کسی هم نپرسید این خانوم بد و خانواده اش چرا مهریه دخترشون بخشیدند؟ چرا راضی شدند هر چی خرج کرده بودید رو بهتون برگردونند و طلاق دخترشون رو بگیرند؟ از تو مطالب خیلی متوجه نشدم ایشون هنوز دختر هستند یا خیر؟ ولی اینقدر براشون بی اهمیت بود که دخترشون طلاق داده بشه و اون ها یه چیزی هم دستی به شما بدند؟ کجای فرهنگ ما همچین چیزی وجود داره که بشه اون رو عادی تلقی کرد؟ مگه اینکه از زیادی خوبی شما بوده یا علت های دیگه ای داشته؟

    * "اینکه باید به هر انسانی یک فرصت دوباره بدی ، ولو اینکه در 99 درصد موارد نتیجه این میشه (آزموده را آزمودن خطاست)"
    از پیش قضاوت کرده بودید. تمام

    * "من و تمام کسانی که با ایشون در ارتباط بودن و باهاش حرف میزدن به این نتیجه رسیده بودن که این دختر خانوم یه جورایی مریض عقلی یا روانی هستن" "ن موقعی که در دانشگاه با ایشان دوست بودم دقیقا تا حدودی به این اختلال شخصیت پی برده بودم"
    نمی دونم و قضاوت هم نمی کنم ایشون مشکل عقلی داره یا خیر. ولی با این مطالبی که گفتید درواقع خودتون رو محکوم کرده اید. محکوم هستید با آنکه در همان دوران آشنائی از مشکل عقلی ایشان اطلاع داشتید ولی باهاشون ازدواج کردید. حتی به خانواده تون اصرار کردید. ایشون عقل درستی نداتند؟ قبول. شما که عقل داشتید؟ شما چرا با کسی که به گفته شما همچین مشکل شدیدی داره ازدواج کردید؟ پدرتون با وجود همچین مشکلی و باوجود مخالفت های اولیه چطور راضی به این ازدواج شدند؟ و ... منطقی نیست.

    دوست هم که بودید. اون هم چند سال؟ 6-5 سال؟ ادعای مذهبی بودن هم دارید. از قرآن و دین هم که شاهد میارید. همین دین به شما نگفته حتی یک لحظه، یک نفس، یک کلام غیر ضروری با نامحرم چه گناه بزرگی است؟ این چند سال خانواده ایشون از رابطه شما اطلاع داشتند؟ از اون مهم تر - با فرض مذهبی بودن تان- بین شما محرمیت برقرار شده بود؟

    * "اون در جواب گفت ببین به خدا من نامزد کردم سه هفته ست ..و دارم شوهر میکنم و فقط خواستم یه خبر بگیرم ازت"
    یعیده. خانم ها وقتی قرار باشه با یه نفر دیگه ازدواج کنند که سهله حتی وقتی کسی رو از قلب شون بیرون کنند دیگه به پشت سرشون نگاه هم نمی کنند. این حرف ها بیشتر به نازکشی های خانم ها شبیه است. از اون رفتارهائی که خانم ها انجام میدند تا احساس حسادت مردشون رو تحریک کنند و اون ها رو برگردونند. بیشتر دخترا و خانم های جوان.

    * من هم بهش ابراز علاقه کردم گفتم منم مثله همیشه دوستت دارم ، تا اینو شنید یهویی اخلاقش عوض شد ..گفت ما که نمیتونیم بهم برسیم بازم ... گفت خب اگه دوس نداری من دیگه پیام نمیدم ،، اصلا بهتره دیگه پیام ندیم بهم دیگه و ناز کردناش شروع شد"
    شما دیدید داره ناز میکنه و پشیمون هم که نشده!! سریع بریدید. نکنه انتظار دارید به پاتون بیفته، گریه و زاری کنه تا متوجه قصد و نیتش بشید!؟ شما نه تنها ابتدائی ترین روش های برخورد با زن ها رو نمی دونید حتی نمی تونید درک شون کنید.

    * "ولی متوجه شدم خانومم خورده خورده تحت تاثیر حرفای دیگران داره عوض میشه" "البته هم واقعا آدمای بی نظیر و با اخلاقی بودن ، طوری که واقعا باهاشون احساس نزدیکی و راحتی داشتم ، پدر زنم یه آدم امروزی و خوب بود ، کاملا درکم میکرد"
    تا جائیکه ما می دونیم دخترها قبل از همه تحت تاثیر خانواده شون هستند. اینکه گمان کنیم خانواده ایشون باعث بروز مشکلات شده اند با توصیفات شما منتفی است. این ها چه کسانی بودند که تونستند روی همسر شما تاثیرگذار باشند؟ برفرض هم خانم شما دهن بین، شما این وسط چه کاری کردید؟ ...

    *با چه شناختی میتونستم بفهمم که خانواده ی ایشون و خود خانوم بنده تا این اندازه میتونن تحت تاثیر دیگران باشن؟"
    قبول این صحبت های شما اگر غیرممکن نباشه حداقل بسیار سخته. یه دختر جوان رو میشه تحت تاثر قرار داد ولی پدر و مادر سرد و گرم چشیده رو؟ همه شون رو با هم، این دیگه خیلی بعیده. یه جای کار مشکل داره. اینکه یه خانواده همگی به یک درک مشترک و نتیجه واحد درباره شما برسند بیشتر معقول و قابل پذیرش هستش تا اینکه گمراه بشند. و توسط چه کسی؟ خاله؟ عمه؟ عمو؟ این ها چه کسانی بودند که اینقدر تاثیر گذار و درعین حال منفی هم بودند؟ سوال دیگه ای که پیش میاد (مطلب بعدی)
    * "ميومد ميگفت خاله م گفته تو چرا نبايد مراسم روسي بگيري ؟ مگه بيوه زني ؟ يا شوهر خاله م گفته اگه مراسم ميگيريد بايد خيلي سنگين باشه طوري که جلوي مهمونا آبرومون نره"
    اولا این حرف ها اینقدر بی اهمیت است که ارزش بیان کردن هم نداره. کدوم خانواده در ایران است که همچین حرف هائی رو قبل، حین و بعد از ازدواج نداشته باشه؟ در واقع این ها سبک ترین و ساده ترین حرف های حاشیه ای هر ازدواج متعارفی است (متاسفانه) اینقدر حرف ها، مخالفت ها و کارشکنی ها وجود داره که ... بگذریم.
    دوما از بی ارزش بودن این صحبت ها در نفس خود و اتکا و استدلال شما به آن ها که بگذریم زمان صرف شده جملات شما بخوبی نشان میده قسمتی از این حرف ها مربوط به قبل از سر گرفتن ازدواج بوده است. سوال این است که پس چرا دختر خانم با شرایطی که گفتید ازدواج کردند؟ چرا اون موقع تحت تاثیر قرار نگرفتند؟ چرا مادر ایشون که طبیعتا بیش از همه مایل به برگزاری مراسم سنگین برای دخترشون باید باشند چیزی نگفتند؟ شاید مادرشون حضور نداشتند؟ یا حضور داشتند ولی نخواستند کار رو سخت کنند؟ یا شاید هم مخالفت کردند، پس تاثیر ایشون روی دخترشون کجا رفت؟
    اگر نگیم همه دخالت هایی که شما بیان کردید حداقل بخش بزرگ و مهم اون ها اگر می توانستند اثرگذار باشند اصولا شما به مرحله ازدواج نمی رسیدید. اون چه که من میتونم نتیجه بگیرم اینه که این حرف ها حتی اگر گفته شده باشند تا بعد از ازدواج نتوانسته بودند مشکل ایجاد کنند. با یه مقدار غر زدن و نق و ننوق های متداول بین زوج های جوان به ازدواج رسیدید. ولی چی شد که بعد از ازدواج دیگران توانستند دختر و پدر و مادرش رو از شما برگردونند تا جائیکه مهریه و طلاها و ... رو بهتون برگردونند و طلاق دخترشون رو بگیرند، خیلی جای حرف داره. به ندرت و درواقع خیلی به ندرت پیش میاد همه افراد یک گروه به اشتباه کسی رو در این حد محکوم کنند. شاید بخواهید بگید که خانواده دختر با طلاق دخترشون مخالف بودند؟ یعنی این وسط خاله خانم دختر بوده که همه این درگیری ها و درنهایت جدائی رو به بار آورده؟ پدر و مادر به اون خوبی و امروزی هم دست رو دست گذاشته اند دخالت های خاله و خان باجی زندگی دخترشون رو به خاک سیاه بنشونه! یا شاید هم خود یا دخترشون رو مقصر می دونستند؟ من باورم نمیشه.اگر همچین چیزی باشه هم اصل قضیه جزو موارد نادر استثنائی است و هم خانواده دختر. تنها امکان موجود مشکل عقلی دختر می تونه باشه که اولا معلوم نست وجود داشته باشه یا خیر. اگر وجود داره به چه نوعی است؟... و همانطور که بالاتر هم گفتم در هر حالتی از شما رفع مسئولیت نمی کنه.

    * همین الان خانواده دختر از تماس ایشون با شما اطلاع دارند؟


    درباره باقی مطالب تان بخوام بگم بسیار زیاد میشه و من هم حوصله اش رو ندارم و تمایلی هم ندارم بیشتر از این وارد این مسئله بشم. فکر می کنم علیرغم حضورتون در اینجا آگاهانه یا ناآگاهانه تصمیم تون رو گرفته بودید. بیشتر خواستم بگم همه این هائی که شما گفتید - تاکید می کنم با توجه به این مطالبی که گفته اید و نه اون هائی که ناگفته مونده - این شما هستید که مسئول این وضعیت می باشید.
    در مورد شخصیت شما هم ابدا قضاوتی ندارم. اما توصیه می کنم کمی از هزینه هائی رو که بهتون برگردانده اند صرف مشورت با متخصصین کنید. البته اگر واقعا حسن نیت دارید.
    ویرایش توسط Ye_Doost : جمعه 25 فروردین 96 در ساعت 20:27

  2. 2 کاربر از پست مفید Ye_Doost تشکرکرده اند .

    sia518 (جمعه 25 فروردین 96), نشاط زندگی (شنبه 16 اردیبهشت 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.