سلام
من از حرفاتون اینو برداشت کردم که احتمالا خانمتون راست میگن که به شما و زندگیتون علاقه دارن مخصوصا که شما هم ایشونو دوست دارین...ولی چون متاسفانه قبل از ورود شما به زندگیش درگیر یه رابطه عاطفی نامتعارف شده از نظر اختلاف سنی که با پسر داییش داره یا شاید هم مشکلات دیگری سر راه ازدواجشون بوده که خبر نداریم احتمالا تصمیم گرفتن با ازدواج از اون رابطه فاصله بگیرن که نتونستن...یه اشتباهم اینه که خونه نزدیک هم گرفتین اینطوری اگر هم همدیگرو نبینن(شاید هم واقعا دیداری نداشته باشن مشخص نیس)باعث میشه بیشتر درگیری فکری داشته باشن.
این موضوع واقعا برای شما سخت و آزاردهنده اس و حق دارین ولی اگه از یه دید دیگه هم نگاه کنیم خانمتونم کمتر از شما در عذاب نیس.میدونه که رابطه اش با پسرداییش اشتباهه و از طرفی هنوز نتونسته فراموشش کنه.
اگر میتونین با صبر و درکتون کمکش کنید از این احساس خارج بشه و واقعیت رو ببینه که خب کار مشکلیه و مستلزم تحمل زیادیه.
خوبه که این راه رو هم طی کنید به خدا توکل کنید انشاالله که نتیجه خوبی برای هردوتون داشته باشه...اما اگر دیدین بی فایده اس و خانمتون نمیخواد تغییر کنه بیشتر از این عمر و جوونیتونو هدر ندین