درود فراوان yakamuz گرامي
درود
به جاست اين پست رو با اجازه خودتون به مكاني در خور منتقل كرد كه بسيار مدبرانه نظرات خويش رو در مورد تناقضات و بيهودگي هاي وصف ناپذير درون و بيرونمان فرموده ايد.
من هم مانند آقاي مدیر اين پست رو در حد يك تاپيك برجسته مي بينم كه بايد در مورد جملات اون بسيار صحبت بشه. من سعي مي كنم در موردش بيشتر فكر كنم.
چند بعد اصلي رو من در نوشته شيواي شما مي بينم . از تناض در رفتارهاي ما و افكار ما و گفتارما-از نديدن زشتي هاي درون خويش و چشم گشادن به اندك كاستي ها و كژي هاي ديگران- از اينكه نادانيم و نمي دانيم كه نادانيم . از اينكه به اين نيز اعتراف نمي كنيم كه خدا را آنچنان كه بايد نشناخته ايم و فريادهاي ان الحق ما نوازش گر پرده گوشهاست!!
اما تصور مي كنم مصداق سخنان شما تلنگري هوشمندانه است بر ما كه افكار و انديشه هاي جامعه هم اكنون ما و آن چيزي كه در ما جريان دارد را به سخره مي كشد انديشه هايي كه در بيان زير از كتاب مينوي خرد به آن به بهترين شكل ممكن اشاره شد است:

"نادان ناداني خويش را در انديشه اش چنان نيك مي پندارد كه دانا دانايي خویش را"

به مرور فكر مي كنم درمورد قسمتهاي مختلف سخنان شما بشه صحبت كرد. اميدوارم تاپيكي در خور براي اين موضوع باز بشه.