به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 38

Threaded View

  1. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 28 مهر 97 [ 03:27]
    تاریخ عضویت
    1394-7-04
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    4,003
    سطح
    40
    Points: 4,003, Level: 40
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 58 در 44 پست

    Rep Power
    30
    Array
    سلام یه دوست جان.نه اینکه اصلا خونه پدرم نیاد اتفاقا میگه دوستشون دارم حتی سهمیه از سر کارش مثله مایع دستشویی و اینا که میاره بین دوخانواده تقسیم میکنه واسه خانواده من بیشتر میزاره و اصلا نمیزاره خانوادش متوجه بشن و از این قبیل کارها ولی وقتی خماره نمیاد بریم چون بقوله شما میدونه متوجه میشن.هنوز زنگ نزدم فردا همسرم میره سرکار تماس میگیرم با خیال راحت چون همش تو خونه بود و نمیتونستم.کارش ملی حفاریه و 14روز کار و 14روز استراحته .فکر میکنم از وقتی رفته سر کار اعتیاد پیدا کرده چون شغلش طوریه که اولا فنیه دومن کار فنی و هوش همسرم فوق العادس و باید 7صبح تا 7شب یریز کار کنن فکر نکنم آدم نرمال بتونه اما دامادمونم که شغلش همینه ولی سالمه بنظرم ربطی نداره وگرنه همه باید معتاد میشدن.من دقیقا نمیدونم از کی شروع کرده.امروز رفتم پیش یه مشاوره بیرون و گفت به جدایی فکر نکن و فعلا صبر کن و زمان بده بهش فعلا جدایی به صلاحت نیست.فرداهم به این مرکز زنگ میزنم و خبرش رو بهتون میدم.واسه اطمینان از ترکش هم کنگره میگه 4سال باید بیاد تا جهان بینیش هم خوب بشه و برگشت نداشته باشه.من دست خودم نیست بخاطر اخلاقاش نمیتونم باهاش بحث نکنم.مثلا امشب بدون اینکه به من بگه به خواهرش تعارف کرده واسه شام و گرفت و اومدن گفتم من مهمان رو سرم جا داره ولی کارت درست نیست گفت بخدا یهویی شد زنگ زده بود جواب نداده بودم بعد زنگ زدم بهش ببینم چشه گفت میخایم بیایم منم تعارف کردم چطور هماهنگ میکردم بعدم خلاصه با هزار دلیل که قانعش کردم گفت ببخشید .اهواز هستیم.نمیدونم دلیلش چی بوده و اولین بار کجا و چطور مصرف کرده نپرسیدم ازش.ولی دلیلش فکر میکنم خانوادش باشه یعنی مادرش چون مادرشوهرم ریاست طلبه و دوست داده خمیشه همه چی به میل خودش باشه و همه مثله اون زندگی کنن و همه رو مدیریت کنه و باهم کنتاک دارن و نمیسازن.همسرم توهم نداره به هیچ عنوان چون مدام پیشمه فقط بعد مصرفش خیلی دقیق و تیز میشه همه کارارو انجام میده و باید حتما سرگرم کاری باشه و خیلی عرق میکنه
    نه فکور جان نام اصلی خودم نیست،مطمئنن عواقب طلاق بدتر از موندمه ولی لازم باشه اونم بجون میخرم.نمیخوام بشم مثله مامانم با اینکه پدرم مصرفش تریاک بوده حتی خانوادم نپذیرن موقت خونه خواهرم میمونم .احساس میکنم تلاشی نکردم واسه درمانش زمانیکه متوجه اعتیادش شدم رفتم قهر بعدشم الان 8ماهه برگشتم این حس عذاب وجدانم پای رفتن رو ازم میگیره شاید نتونید درکم کنید اما همش حس میکنم من اونقدر که باید تلاش نکردم شاید من جایی کم گذاشتم وای خدا دارم دیوونه میشم .شاید بگید حماقته کارت که موندی.من تو دوران قهرم خواستگار داشتم هم دانشگاهیم که از قبل ازدواجم طالب بود و همه میزش اوکی بود و خواهر خودش طلاق گرفته بود اومده بود جلو اما من نسبت به شوهرم عذاب وجدان دارم میبینم کسایی که تو کنگرن چطور پای طرفشون موندن تا خوب شده و همه چیو متحمل شدن و الان آرامش دارن .همش میترسم از طلاقم و رفتن به قهر پشیمون بشم .شاید هرکسی دیگه جای من بود نمیموند و فورا تمامش میکرد.ولی یچیزی ته دلم نمیزاره امیدوارم درکم کنید .این شماره هم که گفتید آخرین راهه ببینم اونا چی میگن بهم.باید با تلفن خونه بزنم؟آخه خونمون تلفن نداره. خیلی دوست دارم کمکش کنم حتی اگه بدونم با رفتن خوشبخت و خوب میشه بااینکه سختمه میرم.مشاوره اعتیاد که رفتم بیرون گفت اسلحه درمانش تویی چون بیشتر از هرکسی دوست داره چون باهمسرمم ملاقات کرد. درسته من مسئول زندگیه اون نیستم ولی خانوادم گفتن خودت انتخاب کردی و گند زدی به زندگیت جورش هم بکش و عواقبش رو بپذیر اگه نتیجه نداد بعد ما وارد میشیم.من از نظر عاطفی و محبت چیزی واسش کپ نذاشتم خودش که میگه من کنار تو خوشبختم و چیزی کم نداری و گاهی بشوخی میگه فقط غر میزنی یکم و زیادی حساسی رو همه چی.سی دی هارو هم تک و توک گوش میده ولی باید بهشون عمل کنه اینجور بی فایدست.بله همسرم آدم لارجیه و درآمدشم ماهی 3میلیونه و شغل خوبیم داره.همسرم به قدری مغروره که مادرشوهرم میگه هیچوقت فکر نمیکردم اصلا کسی رو بخواد چه برسه به اینکه اینجور واسش گریه کنه و به پاش بیفته .اخه توقهرم هربار میومد ببرتم بیرونش میکردم و دروباز نمیکردم هرچی التماس میکرد محلش نمیدادم و تا 4ماه جواب تلفناشم درست نمیدادم گفت اشتباهمو فهمیدم و....برم گردوند .اما چرا دوباره شروع کرد مگه دوستم نداره؟؟زندگیمونو دوست نداره؟کاش میتونستم کمکش کنم.

  2. 2 کاربر از پست مفید روناک محمدی تشکرکرده اند .

    فکور (سه شنبه 05 اردیبهشت 96), ستاره زیبا (دوشنبه 04 اردیبهشت 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا باید مادرمو در جریان سرچ های پدرم بذارم؟دارم دیوونه میشم!
    توسط ماه رخسار در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: سه شنبه 17 فروردین 95, 16:34
  2. ترس از طلاق داره دیوونه ام میکنه
    توسط raha_ashegh در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 فروردین 95, 12:26
  3. مامانم دیوونم کرده
    توسط darvin در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 26 مرداد 92, 10:55
  4. دیوونه شدم کمک لطفا
    توسط idontknow در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 آذر 91, 16:43
  5. چجوری برگردونمش؟دارم دیوونه میشم
    توسط marziehh در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 شهریور 90, 15:52

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.