سلام نسترن .من نمیدونم شما چقدر توی زمینه اعتیاد تجربه و مطالعه داری اما من با این قضیه بزرگ شدم پدرخودم بارها خواست ترک کنه اما روش درمانی درستی نداشت مدتی قرص استفاده کرد اما خود قرصها اعتیاد آور بودن.خیلیها همین تشکر کردن رو هم بلد نیستن من تاپیک های زیادی درباره بی عاطفی و بی مهری خوندم که زنان نوشته بودن پس اینم میتونه مسئله حائز اهمیتی توی زندگی مشترک باشه چون زنها با گوش عاشق میشن و نیاز دارن دوست دارم و قربان صدقه رو از همسرشون بشنون نه دوست پسرشون.خوبه خودتون میگین دوست دختر دوست پسر اما ما زن و شوهر هستیم خیلی ها وارد زندگی که میشن حتی گفتن این کلمات یادشون میره.درسته همسر من اعتیاد داره اما تنها مشکلش همینه و هیچ مشکل دیگه ای باهاش ندارم و خداروشکر الانم توی کنگره 60تحت درمانه ولی پروسه درمانی اونجا اینجوره که اخرین چیزی که از بیمار میگیرن موادشه اونم با میل و اراده خودش و اگر جواب نداد اونوقت به کمپ و جریمه متوسل میشن.همین کلاس رفتن و آموزش گرفتن همسرم قدم بزرگیه واسه درمانش و بقوله یکی از کاربرا این خودش یعنی نصف راه رو رفتن.هزاران نفر هم حتی از همسر من بدتر اونجا به درمان و پاکی رسیدن و زندگیشون از هزاران سالم بهتره.شما میگید چون اعتیاد داره و من تحملش میکنم اینجور محبت میکنه و بهم عشق میورزه نه اینجور نیست چون کسانی هس اعتیاد دارن و هیچکدوم از اینکارارو هم نمیکنن و هیچوقت جلو چشمشون نمیاد کارها و حتی موندن طرفشون به پاش.چیزی که مارو کنار هم نگه داشته همین علاقه بینمون هست توی زندگی مشترک .و خوبیایی که هر مردی ندارتشون من توی اقوام و دوستان خودم میبینم کسایی که همسرشون سالمه اما اصلا راضی نیستن ازش و هیچکدوم از اینکارارو هم نمیکنه.نمیگم خیلی کرده اما من آدمی نیستم که چشمم روی خوبیای طرفم ببندم و فقط یچیز رو ببینم.درضمن من اگر اینجا مشکلاتمو بازگو میکنم میخام طریقه زندگی کردن و برخورد و ساختن خودمو یاد بگیرم و توزندگیم اجراش کنم نه اینکه اونقدر فکرم درگیره اعتیاد همسرم بشه که از باقی چیزها غافل بشم میخام باوجود بیماریش و طی کردن روند درمانش زندگیم رو هم مدیریت کنم نه اینکه کاربری بیاد و با تندی صحبت کنه.شاید از نظر شما کمدی خنده دار باشه اما اینکه اونقدر با همسرم راحت و دوست باشم که بتونم این حرفارو باش در میون بزارم واسم مهمه....اینکه میگین اگه دوست داره ترک میکنه و....من در باره این چیزها مطلب زیاد خوندم نمیگم اصلا ربطی نداره نه داره اما قدرت مواد از علاقه هم بیشتره اونم شیشه که تدکش سختتر از بقیه موادهاست و همچین اشخصی دست خودشون نیست بدنشون نیاز داره و کمبودش رو داره که میرن مصرف میکنن مثل غذاخوردن....
من خودم از اعتیاد همسرم ناراحتم و توجیهش نمیکنم اما حقیقت هارو گفتم و توی همچین شرایط روحی و حساسی که دارم و این بحرانی که توی زندگیم بوجود اومده انتظار چنین برخوردی نداشتم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)