به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 45

Threaded View

  1. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 20 دی 99 [ 11:00]
    تاریخ عضویت
    1395-2-08
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    6,732
    سطح
    53
    Points: 6,732, Level: 53
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    119

    تشکرشده 162 در 68 پست

    Rep Power
    29
    Array
    سلام و ممنون از همه عزیزانی که نظر دادند وراهنمایی کردند

    آقای مهدی عزیز برادرهای من و پدرم کل ماجرا رو نمیدونن چون من نخواستم درگیری بین اونها پیش بیاد و گفتم دعوا کردیم ماجرا رو خلاصه گفتم بدون شکستن صندلی و کشمکش و ...
    الان که دادخواست طلاق دادم و مصرم که جدا بشم اما خیلی سخته خدا کنه هیچ کسی تو موقعیت طلاق قرار نگیره یه زندگی شش ونیم ساله با کلی روزای خوب و بد قطعا وابستگیهایی داره همسرم ذاتا ادم بدی نیست اما مثل یه بچه با پسرم رقابت میکنه و کنترل خشم اصلا نداره
    مریم جان ممنون از راهنمایی و دلگرمیهات من الان به خاطر پسرم هم که شده اصلا قصد برگشت ندارم اما احساس میکنم دارم افسرده میشم دفعه قبل برای همسرم خط قرمزهایی تعیین کردم و گفتم دست بلند کردن دوباره روی من یعنی اتمام این زندگی همسرم قبول کرد و کلی عذر خواهی و من با هزارتا شرط و شروط برگشتم به علی هم خیلی قولها دادم که خیلی چیزا تغییر میکنه البته تا این دفعه آخر همسرم اصلا کتک کاری نداشت و چند دفعه ای که دعوا داشتیم خودشو کنترل میکرد و اصلا دعوای شدیدی بین ما نبود تا دفعه آخر که زده بود به سیم آخر میدونم برگشت به اون زندگی آینده پسرم رو تباه میکنه و اصلا دیگه خجالت میکشم بهش بگم برگردیم اما اصرار همسرم داره دیوونم میکنه

    ستاره زیبای عزیز میدونم برخورد منم تو اون لحظات درست نبود اما همسرم به خاطر مسایل کم اهمیت به پسرم گیر میده و یکدفعه خشمش از صفر به هزار میرسه مثلا ماه گذشته تولد پسرم بود رفته بودیم خرید برگشتنی که علی داشت از ماشین پیاده میشد چنان دادی سرش زد که از ترس داشتم سکته میکردم بدون هیچ مقدمه یا اشتباهی از طرف علی میگفت دیر پیاده شده چون روز تولد علی بود نخواستم کار به دعوا بکشه اما خیلی عصبی بودم بهش گفتم چرا اینجوری داد میزنی بچه سکته کرد میگه دیر پیاده شده همش تقصیر تو با این تربیتی که کردی مردونه بار نیومده بعد که رفتیم تو خونه علی من صدا زده تو اتاقش قسم میداد که دیر اومدین تو خونه دعوا کردید ؟ گفتم نه فقط صحبت کردیم خیلی ناراحت بود میگه مگه من چیکار کردم اینجوری داد زد؟از این برخوردای بد زیاد داره اما خوب خدایی خیلی وقتا هم هواشو داره مثلا روز قبل از امتحان ریاضی علی کارش رو تعطیل کرد و باهاش ریاضی کار کرد یا مثلا با دوستای علی که بچه های همسایه ها هستن دوست میشه و کتاب و فیلم و ... بهشون میده میگه باید بدونم با کیا میگرده و خیلی از این موارد داره اما موقع عصبانیت همه چی رو به باد میده اما چون همسرم پدر واقعی علی نیست بدیاش خیلی براش پررنگتره
    یکبار با همسرم صحبت کردم و بهش گفتم تو باید این رابطه رو مدیریت کنی علی بچه است ممکنه نفهمه چیکار میکنه تو باید طوری حریمهارو حفظ کنی که علی از نگاهت بفهمه چی میخوای نه اینکه داد و فریاد راه بندازی اگه اینجوری پیش بری احترامها از بین میره و ممکنه علی یه روز مقابلت بایسته همسرم گفت میخوای من برای اون روز آماده کنی که این حرفارو میزنی ؟!!!!نمیدونم چرا اینقدر به همه چی سوظن داره

    یار مهربان عزیز ممنون از نظرتون بله دقیقا منم از همین میترسم که یکبار تو این برخوردا اتفاق غیر قابل جبرانی بیفته اونوقت پشیمونی دیگه فایده نداره الان هر چند که از درون دارم خورد و متلاشی میشم اما ظاهر خودم رو حفظ کردم و قاطعانه به همسرم گفتم فقط طلاق اگه تاپیک زدم به خاطر این بود که مساله رو از دید دوستان همدردی بررسی کنم و مطمعن بشم که تصمیم درستی گرفتم و وسط کار نلغزم

    جناب یه دوست عزیز ممنون که با محدودیتها به تاپیک من سر زدید و راهنمایی کردید میدونید من تو تاپیک قبلیم از راهنمایی دوستان خیلی استفاده کردم اون دفعه هم یه دعوای خیلی بد داشتیم که با کلی شرط و وعده های همسرم برگشتم اما شاید سی درصد اون وعده ها عملی شد شاید اگه پای پسرم در میون نبود میگفتم یه فرصت دیگه به این زندگی بدم با تهدید یا مشاوره یا ... اما الان دیگه نمیتونم بیشتر از این از پسرم برای این زندگی مایه بگذارم علی حقشه که یه زندگی آروم و به دور از ترس و استرس دعواهای ما داشته باشه و این حداقل وظیفه هر پدر و مادری هست که باید برای بچه هاشون انجام بدن فعلا میخوام روی طلاق پافشاری کنم تا ببینم خدا چی میخواد

    نازنین عزیز همسرم پدر واقعی علی نیست پدر علی وقتی که علی دو سالش بود توی یک سانحه تصادف فوت شدن اینارو تو تاپیک قبلیم توضیح دادم مشکل منم دقیقا همینه علی میگه چون پدرم نیست اصلا حق نداره به من تندی کنه بهش میگفتم علی جان اگه خوبیا و مهربونیاشو به حساب وظیفه پدری میگذاری باید عصبانیتش هم همونجوری ببینی اما میگفت اصلا لازم نکرده خوبی کنه من نمیخوام
    میدونید علی بچه است و هنوز خیلی مسایل درک نمیکنه و خیلی سوالها تو ذهنش هست از طرف خانواده پدریش هم مطمعنم که تحریک میشه من انتظارم از همسرم بود اما اونم متاسفانه مثل بچه ها لج میکنه دیگه امیدی به بهبود این رابطه ندارم

    شیدای عزیز منم نگرانیم الان بیشتر پسرم و میخوام ایندفعه همه سعیمو بکنم که دیگه تو اون شرایط سخت قرار نگیره خودش هم میگه به هیچ عنوان حاضر نیست با همسرم روبرو بشه یا به اون خونه برگرده

    از همه عزیزان میخوام برام دعا کنند

  2. کاربر روبرو از پست مفید آرام 10 تشکرکرده است .

    نازنین2010 (یکشنبه 10 اردیبهشت 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.