سلام به تنهای عزیز
خب عزیزم قسمت اعظمی از ناراحتی های امروز شما بر میگرده به زمانی که میتونستین با دقت بیشتری ازدواج کنین. در واقع چشم پوشی از برخی شرایط اخلاقی طرف مقابل در آینده دردسرساز خواهد شد.
ای کاش در زمان بله برون کمی فکر میکردین و تا رسیدن به ساحل آرامش از عقد جلوگیری میکردین. اما خب!
من فکر میکردم عقب نشینی شما و عدم گفتگو و باز کردن مسئله در یک فضای صمیمی برای شوهرتون، باعث شده ایشون متوجه اشتباهش نباشه.
ایشون با این کار اعتماد بنفستونو پایین میاره و شما چون نمیتونین از خودتون دفاع کنین و چون دوستش دارین و نگاه سنگینشو نمبتونین تحمل کنین فکرتون بهم میریزه. همینم باعث میشه در جایی دیگه و با آدمهای دیگه همین احساسو داشته باشن. چکار میتونین بکنین جز ریختن اشک؟ جز احساسی بد و تلخ... اینکه فکر میکنین همه مثل همن... همه میخوان با شما رفتار ناخوشایند داشته باشن یا زحمتتونو نبینن، احساستونو نبینن... اون من واقعیتونو نبینن..
زن و شوهر قبل از اینکه همسر باشن دو تا دوست و رفیق خوبن... باید اگر مشکلی میبینن برای هم شرح بدن.
با همسرتون در فضایی صمیمی صحبت کنین ، بگین من گاهی از ناراحتی ، اخم و نگاههای تو احساس بدی بهم دست میده و انرژی منفی میگیرم. من دوست دارم شوهرم عاشقانه بهم خیره بشه و اخم نکنه. ابن باعث شده من بسیار حساس بشم و نتونم نظرمو راحت بیان کنم. هر طوری که من با تو رفتار میکنم ، دوست دارم تو هم همونطور باشی.بگو من دوستت دارم و ازت میخوام این عشقی که در وجودته بمن کامل انتقال بدی.. بگو ما آدمیم و گفتارها و رفتارهامون متفاوته، اما نباید روی زندگیمون اثر بد بذاره.
ابن کار رو میتونین با یک فضای رمانتیک شروعش کنین، یه هدیه کوچیک براش بگیرین و کم کم حرفاتونو بگین.
اگر افاقه ای نکرد از همسرتون بخواین برای اینکه زندگی موفق تر و شاد تری داشته باشین با مشاوره صحبت کنین. هر دو با هم برین و بهره ببرین.








علاقه مندی ها (Bookmarks)