به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 29

Threaded View

  1. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 25 آذر 96 [ 04:13]
    تاریخ عضویت
    1396-2-13
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    97
    سطح
    1
    Points: 97, Level: 1
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 38.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    2

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام خدمت دوستان بزرگوار و عزیز همدردی که لطف و محبت داشتن و این بنده حقیرو مهم شمردن و جواب منو با حوصله و دقیق دادن ..
    اول از همه یه تشکر ویژه از دوست عزیزye_doost بکنم که حرفاشون به من ارامش و قوت قلب ویژه ای داد واقعا ازتون ممنونم...
    خدا رو شکر امشب تنهام و راحت میتونم حرفامو بنویسم گفت بیا امشب بریم خونه خواهرم و منم گفتم امشب حالو حوصله ندارم دیدم داره بهونه گیری میکنه منم از خدا خواسته بهش گفتم بیا برسونمت خودت برو شبم خواستی بمون حتما میخواد بره پیش خواهرش یه اتاق فکر واسه منه بدبخت تشکیل بده که بیشتر منو عذاب بدهخلاصه بردمش که لااقل شب تعطیل با جنگو دعوا و خلق تنگ تموم نشه چون قبلشم یه دعوای الکی کردیم اشتباهه منه که همه چیزمو بهش میگم...بهش میگم فردا ساعت 4 جلسه دارم من دارم میرم حموم رفتم تو حموم بعد چند دیقه اومد تو ماشین ریش تراشو ورداشت برد گقتم شاید نیاز داره!!!!!!بعد چند دیقه دیدم نیومد گفتم بیخیال بعدا ریشمو میزنم اومدم بیرون دیدم عادی نشسته به روی خودشم نمیاره داشتم دنبال ریش تراش میگشتم که گفت شما دنبال چیزی میگردی؟گفتم اره ریش تراشم گفت نمیخواد اینجوری خوش تیپ تری حالا قیافه من شبیه اینایی شده که کسو کارش مردن سه هفته هست ریشمو نزدن یه دفه سرش دعوا درست کرد اره معلوم نیست فردا کجا میخوای بری که حموم میریو ریشتو میزنی منم انقدر خسته بودم که اصلا حال کل کل کردن باهاش نداشتم خلاصه همین که اسم خونه خواهرشو اورد از خوشحالی پر در اودم...بگذریم....پیرو حرفای دوست عزیزم abi bikaran باید بگم بله درست میفرمایید اداره زندگی در سن 19 سالگی بسیار کار سختیه اونم واسه یه دختر لوس و لجباز ولی ما داریم حرف از اداره ی زندگی میزنیم کاری که همسر من نه بلده نه من بهش سپردم خودم همه ی کارارو به لطف خدا یه تنه انجام میدم و میخوام یه ذره کنار و همراه من باشه منی که این همه بهش محبت میکنمو عشق میورزم در مورد دور و زمونه هم کاملا باهاتون موافقم دوره ای که این همه شبکه های اجتماعی که من سمتشون نمیرم افتاده دست اینو اون مثل همسر من که دوس داره دیده بشه بعضی اوقات از منو خودش عکس میگیره میزاره تو یکی از همین شبکه های اجتماعی میگم چرا اینکارو میکنی میگه دوست دارم دوستام بترکن از حسودی تو این لحظه من فقط بحال خودم تاسف خوردم که با یه دختر کاملا نابالغ ازدواج کردن البته دوستاشم از خودش بدترن...این حرفتونم کاملا درسته که من بایه بچه ازدواج ازدواج کردم ققط نمیدونم چجوری باید بزرگش کنم میگید نصیحت،اخه چقدر،با خوبی،بازم اخه چقدر یه ذره قاطعیتم به خرج بدم مثل چی گریه میکنه قیافشو مظلوم میکنه که بیا و ببین معذرت خواهیم نکن دیگه بدتر کینه ای میکنه که نگو و نپرس اون وقته که میگم اگه که باید کوتاه بیام چون بدبختیاش سر خودم میاد....ولی اون تا حالا یک بار از من معذرت خواهی نکرده یه بار تو یه لباس فروشی یودیم گیر داده بود به یه لباس فوق العاده تنگو کوتاه که واقعا بد بود سر این دیگه نمیتونستم کوتاه بیام دیگه داشت با من دعوا میکرد تو مغازه همه داشتن نگاه میکردن من تو یه لحظه عصبانی شدم از دهن پرید گفتم بس کن هرزه بازیاتو دیگه که دفه خیلی محکم یه چک زد تو صورتم جوری که بیرون از فروشگاهم داشتن نگامون میکردن ولی بازم بعد دو سه روز من رفتم دم خونشون معذرت خواهی کردم البته این خاطره برای دوران عقده..و رسیدم به حرفای دوست خوب،دلسوز و نازنین ye_doost که حرفا و نصیحت های ویژه و زیباشون به من امید و قوت قلب داد و منو بیشتز اماده ی موقعیت مختلف کرد و دوست عزیز ramin231 ایشالا که حرفاتون به حقیقت بپییونده و بتونم تغییر توش ایجاد کنم ولی باید بگم که واقعا تو این موقعیت نمیدونم چجوری باید خودمو محمکو استوار نشون بدم چون هروقت اینکارو کردم دودش تو چشمه خودم رفته می ترسمم واسه یه بار که رو حرفم بمونم و سخت کوتاه بیام چون بیش از حد مغروره بزاره بره اونوقت من دوباره بدبخت میشم به اطرافیانم اگه چیزی بگم کسی باور نمیکنه این چه عجوبه ای هست انقدر که قیافش مظلومو حق به جانبه..الان من دو ماهه از عروسی به اینور دستم به کنترل تلویزیون نخورده یا داشتم باهاش صحبتو بحث میکردم یا نمیزاره روشن کنم یه مدتم داشت شبا سریالای شبکه جم میدید منم از فرداس ماهواررو کلا جمع کردم بعد گفت چی شده اینا قطع شدن چون یه ذره تو این موارد خنگه منم گفتم رو محله ما پازازیت انداختن قطع شده اونم باور کرد!!!!!یه ذره هم به فکر جیب من نیست یه کارت بانکی دادم بهش میگم این واسه کل ماهه سعی کن زیاد خرج نکنی بعد یه هفته میاد به من میگه پول تموم شده حالا واسه چی تموم کرده باشه خوبه رفته دو تا عطر خریده که قیمتشو دیدم یعنی زبونم بند اومده بود خلاصه یه دعوا هم اون شب داشتیم بعضی اوقات بعد دعواها که قهر کردن من به نفعش نباشه میاد منت کشی ناز و عشوه و....منم که بدتر ازون نمیدونم چرا خر میشم....
    امشب که گذشت خدا فردا رو بخیر بگذرونه..
    از همه ی دوستان واقعا ممنون دسته تک تکون رو میبوسم که منو قابل دونستن و نظرات و تجربیات مفیدشون رو در اختیار من گذاشتن

  2. کاربر روبرو از پست مفید Ali_reshadat تشکرکرده است .

    Ramin231 (جمعه 15 اردیبهشت 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من برگشتم و یه کار خلاف قوانین تالار کردم.چیکار کنم؟؟
    توسط Somebody20 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 16 خرداد 93, 18:23
  2. نمی دونم دوسش دارم یانه!؟؟ و البته اونم منو دوست داره!؟؟
    توسط ramin_ad در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 بهمن 92, 00:16
  3. رفتارهاي كلي من در برابر خانواده ي شوهرم چه جوري باشه؟؟
    توسط مريم.م در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 مهر 90, 00:51
  4. آیا به یه خاین حق میدین؟؟
    توسط sogand در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 شهریور 90, 23:01
  5. چکار کنم شوهرم یار و همراهم بشه؟؟
    توسط مهسان-م در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 21:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.