سلام به علی عزیز
من نوشته ی شما روخوندم؛
فرمودین هر وقت به همسرتون میگین رابطتت رو کم کن با فلانی، میگه چشم اما بازم میره زنگ میزنه و شما میبرین میرسونینش. اشتباه اینجای شما رساندن ایشان هست، قاطع باشین نه اجازه بدین برن ، نه اینکه برسونینش.
زمانی که در جمع خانواده همسرتون هستین و ازتون تعریف میکنه با قاطعیت بگین ای کاش تو خونه هم اخلاقت مثل اینجا خوب باشه و تعریف ازم کنی، ظاهرا وقتی اینجاییم من عزیزتر هستم! بگذارین با این کنایه خانواده همسرتون مطلع شن.
بببنین وقتی رفتین خانه مادرزنتون در حضور پدر و مادر ایشون رو به مادر زنتون کنین و ازش خواهش کنین که چند مدل غذا رو به همسرتون آموزش بده. با نگفتن و ساکت بودن اونها فکر میکنن دخترشون مشکلی نداره و فرداها کسی از نظرات شما تبعیت نمیکنه. میگن اگر بلد نبود باید قبلا میگفتی حالا بد شده و نابلد؟ اونها فکر میکنن دسته گل دستتون دادن!
بالاخره کم و بیش با برخی اشاره ها، شما به والدین ایشون کاستی هاشون رو گوشزد میکنین
اما همونطور که ذکر کردم تفریح و گردش و خرید منوط به خانه داری و روابط جنسی صحیح بشه.
درباره فوش دادنش هم بهش تذکر بدین اگر تکرار بشه و احترامها از بین بره، دیگه نمیتونن از کلاسهای ورزشی، هنری یا ... بهره ببرن.
اما با خالتون مستقیم صحبت نکنین علاوه بر اینکه بی فایده هست باعث یک کلاغ، چهل کلاغ میشه و اوضاع بمراتب پیچیده تر خواهد شد و درگیری بین خانوادگی پیش میاد.
گفتین امشب با همسرم حرف میزنم و رختخوابمو جمع میکنم! این راهش نیست همونطور که گفتم طبق نوشته هام پیش برین، زمان نشون داده حرف زدن فاقد ارزش هست الان زمان، زمان عمل هست. لطفا هشیار باشین.








علاقه مندی ها (Bookmarks)