. .:
سلام
بعد از یه جدایی
ما تا وقتی تهه قلبمون منتظر برگشت شخص ،زندگی و موقعیت )قبلی( هستیم ، نمیتونیم خوب زندگی کنیم ، شاید شاد شیم شاید فکر کنیم داریم کار میکنیم وتفریح و زندگی خودمونو داریم اما این مقطعیه ،
یه عکس یه خاطره یه خبر میتونه همه چیزو بهم بریزه ، مثل شما که حالت خوب بود و یه دیدار همه چیزو خراب کرد ،
ما درگیر کار و مشغله هامون میشیم و فکر میکنیم داریم فراموش میکنیم ، اما به محض خلوت و تنهایی طولانی ، منزوی میشیم ، افسرده میشیم میخواهیم ازین تنهایی فرار کنیم و گاهی فرار میکنیم به جاهایی که نباید.
اگر اون لحظه خبر بیاد که قراره اون شخص، اون موقعیت قبلی ، (با یه ضمانتی که ترسمون از شکست دوباره رو حل کنه ) برگرده ما از خوشحالی اشک شوق میریزیم ، از ته قلب، آروم و خوشحال میشیم !
چون ما منتظریم .
و این منتظر بودن حتی نا خودآگاهه و ازش خبر نداریم . حتی فکر میکنیم اگر طرف برگرده هر گز بهش فرصت دوباره نمیدیم، اما واقعیت چیز دیگه ایه ،اینکه ما جدا شدیم به امید برگشت دوباره ، ما هنوز باور نکردیم و نپذیرفتیم که او با ما هیچ نسبتی نداره و هیچ ربطی به ما نداره ،
ما دوست داریم دنبال کنیم که سرانجام او چه شد ؟ آیا پشیمون شد ؟ آیا دلتنگ شد؟ و این سوالات و کنجکاویهای ما هر جوابی که داشته باشه ، اون جواب مارو بهم میریزه ،
چون ما منتظریم و داریم پیگیری میکنیم. این پیگیری ها و این انتظار خیلی نامحسوسه و ما نمیخواهیم قبول کنیم ولی واقعیت داره و باید حلش کنیم .
مدام از خودمون بپرسیم که آیا اگر الان شخصی با موقعیت و شخصیت همسر سابقمون به ما پیشنهاد بشه ، آیا ما میپذیریمش ؟ اگر 2تا پله بالاتر از او باشه چهطور ، میپذیریمش؟ نه ، گاهی اگر 10 تا پله جلوتر از همسر سابقمون هم باشه ما نمیپذیریمش چون ما متوجه شدیم که کلا با شخصیت دیگه ای سازگاری داریم و خوشبخت میشیم.
از خودمون بپرسیم ، چند درصد آدما تغیر میکنن ، که ما منتظر تغیر و دگرگونی همسر سابقمون هستیم . چند درصد از مردهای رفیق باز ، این عادت رو ترک کردن و شم اقتصادی پیدا کردن و مدیریت مالی یاد گرفتن و دگرگون شدن؟ چند درصد تا آخر عمر تنبل باقی میمونن و فقط به اندازه حقوق بخور نمیر کار میکنن ؟ هر نوع تغیری در شخصیت آدما دقیقا مثل همین مثاله ...
اونهایی هم که تغیر میکنن خیلی برای این تغیر زحمت کشیدن و به خودشون سخت گرفتن و تمرین کردن ، در نهایت تغیرشون کاملا واضحه و مشهوده و نیازی به فکر کردن و دلیل و مدرک آوردن برای اثبات اون تغیر و دگرگونی نیست چون کاملا ملموسه.
همسر سابق ما جزء کدوم دسته است ؟ جزء 95 درصدی که تا آخر عمرش همت تغیر رو نخواهد داشت یا جزء اون 5 درصد؟ اگر جزء اون 5درصده و کلی زحمت کشیده که خودشو تغیر بده پس ...
اگر جزء اون5درصده دلیل و مدرک نمیخاد که ما به خودمون ثابت کنیم تغیر کرده ، پشیمونه ، چون اینو گفت چون اون کارو کرد . آدم تغیر کرده و اصلاح شده ، با کارهاش و اعمالش ثابت میکنه خودشو ، 4تا پیامک دلیل بر تغیر نیست! در نتیجه یه سوال از خودمون بپرسیم ، آیا زندگی با او به صلاح ما هست ؟
اگر ما بخواهیم به پیشنهاد رجوع همسر سابقمون جواب مثبت بدیم ، چه فرقی داریم با اون کسی که ملاکهاش برای ازدواج یکی مثل همسر سابقمونه؟ اگر ما بخواهیم جواب مثبت بدیم ، پس ما نسبت به اون موقعی که انتخابش کردیم (اشتباه بزرگ زندگیمون) چقدر رشد کردیم ؟
اگر ما به تمام نکات بالا فکر کنیم ، خیلی به خودمون کمک کردیم ، چون تنها راه نجات و کنترل احساسات واقع بینی هست ، پذیرفتن شرایط ، دقیقا به همین شکلی که هست .
امیدوارم از صمیم قلب تسلیم و راضی به رضای خدا باشید و بهش اعتماد کنید![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)