نقل قول نوشته اصلی توسط taravat
واي خدا من فقط فكر ميكردم شوهر داري و آشپزي سخته!!!
نگو بچه داري آدمو داغون ميكنه.
آره طراوت عزيز اما نه بچه داري و شست و شو و مريضداري اش . تربيت و اينكه اين موجود پاك و صادق كه هر لحظه در پي يه حادثه است رو چطور از فرشته بودن به كمال انسانيت برسوني سخته اينكه فرداها نگه مادر تو منو بد كردي مادر تو مي تونستي و كوتاهي كردي مهمه
وقتي بچه دار شدم فكر نمي كردم روزي كودكانم بهترين آغوش و محبت رو نه در دامان پدر و مادر كه بر شانه برادري اشان مي جويند و من ناتوانم كه چگونه تداوم بخشم اين همه موهبت و محبت بينشان رو .
كودك شيرخواره ام معني دفتر و كتاب رو نمي دونه با ملايمتي كه به تعجب مي نشاندم كتابها را پس مي زنه و سر بر پاهاي كوچك برادرش مي گذارد ، من غرق لذت مي شوم و آرزو مي كنم هميشه اينچنين باشد . اما من بايد در آن لحظه و بعد هايش چه كنم . باز محبت خدا رو جويا مي شم و به لطفش اميدوار كه كمكم كند تا از اين شالوده پاك اكسير توانمندي ، پاكي ، صلابت و استقامت و مردانگي بسازم .
خدايا به اميد تو