همه ی ما انسان ها یک سری ناپختگی ها داریم که عواملی باعث مرتفع شدنشون میشه. مثلا گذر زمان و افزایش سن، بالا رفتن سطح تحصیلات، وارد شدن در محیط کار، ازدواج کردن و ... همه باعث میشن که میزان تجربیات و اطلاعات همه ی انسان ها افزایش پیدا کنه و از حالت خامی و بی تجربگی و ناپختگی خارج بشن. الان که 32 سال ایشون از خدا عمر گرفتن و تا مقطع کارشناسی ارشد هم تحصیل کردن و بازار کار رو هم تجربه کردن و رابطه با جنس مخالف رو هم تست کردن ولی افکار خامی در سر دارن و به پختگی لازم نرسیدن میشه گفت که از این به بعد هم ایشون تغییرات رو به مثبت خاصی در افکار و رفتارشون مشاهده نخواهد شد و چه بسی 10-20% هم رفتار و عملشان بدتر بشه. ایا با این وضع میتونی کنارش یک عمر زندگی کنی؟
ایشون اولین پسر خانواده هستن که قراره عروسی رو به خانواده وارد کنن و برادران دیگه شون مجردن (حالا نمیدونم برادراشون از خودشون کوچکترن یا بزرگتر) و معمولا اولین تجربیات سخت ترن. حتی زمانی که پسر خودش بسیار هوای خانمشو داره و بهش محبت میکنه و مفهوم زندگی مشترک و دلیل ازدواج رو میدونه، رفتارهایی از خانواده ش سر میزنه و توقعاتی از عروس میره (ولو سهوا و از روی نااگاهی و جهالت) که موجب ناراحتی عروس میشه چه برسه که این اقا خودشون هنوز نرسیده سرشار از توقعن از شما. ببینید که میتونید علاوه بر رفتارهای نامطلوب خودشون رفتارهای ناپسندی که ممکنه حتی سهوا از سوی خانواده شون هم سر بزنه رو تحمل کنید؟ اگر همسر خوب باشه تحمل رفتارهای نامتعارف خانواده ش اسونتر میشه ولی وقتی عیب از خود پسر هم باشه میزان و استانه ی تحمل انسان نزول میکنه.
بعضی از افراد همیشه متوقعن. همیشه منتظرن دیگری براش بمیره و خودش هیچ کاری نکنه. این اقا از اون دسته هستن.









علاقه مندی ها (Bookmarks)