به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 مهر 96 [ 08:00]
    تاریخ عضویت
    1395-12-27
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    3,263
    سطح
    35
    Points: 3,263, Level: 35
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 87
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    365

    تشکرشده 236 در 117 پست

    Rep Power
    37
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط yarmehrban نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    تو ذهنت خستس، با ذهن خسته و فکرای آشفته نمیشه هیچ کاری کرد. بهتره بگم اصلا آمادگی ذهنی نداری...
    گاهی تاپیک میزنی من میبینم، پدرت، موضوع خواستگار، خونتون، مادرت، دَرست، شغلت و ...
    فکرت رو آزاد کن.
    گیریم سر کارم نرفتی، اصلا دَرست رو فعلا در این مقطع کنار گذاشتی ... اتفاق بدی نیافتاده.
    عزیزم تا ذهنت و فکرت آروم نشه اوضاع همینه.
    یادمه یک زمانی اگر اشتباه نکنم، مشکل پدرت خیلی اذیتت میکرد و تو شدیداً تحت تأثیر این اتفاق بودی.
    گمان کنم مادرت شاغله و خیلی اوضاع مالی بدی ندارین.
    اگه خونه مال خودتونه، یه اتاقی بندازین روی واحدتون، یکمی خرج سیمان و ماسه و آجر و تیرآهن و ... داره، تمیز و شیکش کن و بگو این اتاق برا من، هر خواستگاری اومد ببرش بالا ازش پذیرایی کن. یه اتاق بزرگ و خوب بندازین .
    اگر مستأجرین یه خونه تکونی لازمه ، برین پرده قسطی و فرش و ... بیارین و همه ی چیزا رو‌ عوض کنین.
    خودتم یه مدت برو یه کلاس هنری،‌ چیزی فط برای آرامشت ... بذار احساسات خوب بهت برگرده. توصیه میکنم همین تابستون دست پدر و مادرتو بگیر برین یه سفری ، زیارتی باشه بهتره. برین مغزتون هوا بخوره و احساسات بد ازتون کنده بشه و انرژی بگیرین
    .
    سلام یار مهربان عزیزم.
    هرچقدر بگم حق داری کم گفتم! ذهن خسته و آشفته ای دارم. ولی خودمم نمی خوام اینجوری باشه. عزیزم میدونم زیاد تاپیک میزنم ولی واقعیتش اینه که اولا هم همدرد می خوام هم اینکه راه چاره، و صد البته یه موضوع که بوی خوب شدن بده میرم سراغ موضوع بعدی.
    اولین تاپیکم یادم میاد، چقد نسبت به الان حالم بد تر بود واقعا.

    موضوع پدرم و هضمش کردم. دوستانی مثه شما واقعا کمکم کردن. باورم نمیشه همون آدمیم که جیغ و داد می کردم و وسایل و میشکوندم. الان 180 درجه فرق کردم با اون موقع.

    موضوع خونمونم در کمال ناباوری و حیرت من حل شد! الان ساخت و ساز و شروع کردیم. بازم باورم نیمشه که تا یه ماه پیش نمیتونستم راضیشون کنم یه میز بخرن!

    موضوع خواستگارم حل نشد و من دوس داشتم ازدواج کنم، ولی اشکالی نداره از آینده م ناامید نیستم، بهتر از اون، به خدا اعتماد دارم. یه جلسه خواستگاری بود ولی اگه بگم به اندازه ده سال ازش تجربه کسب کردم دروغ نگفتم.

    درسمم هنوز بلاتکلیفه...منتظر جوابشم عزیزم.

    یار مهربان عزیزم یه اتاق شریکی دارم ولی اصلا مناسب پذیرایی از خواستگار نیس. به هر حال مامانم طفلک چندین ساله که داره خرجی مارو تنهایی میده الان قراره خونه رو کامل عوض کنه، پدرمم چنتا مورد و قول داده.....بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم!

    بابت کار کردنم اولا بگم می خوام کمک حال مامانم باشم، وقتی میبینم عمه ها و زن عموهای من همگی با وجود اینکه تا پنجم ابتدائی درس خوندن اما همگی خونه و طلا دارن خب راستش دلم برا مامانم میسوزه که مانتوی ده سال پیشش و می پوشه، حقوق داره، اعتبار شغلی داره، تحصیلات عالی داره اما همش به فکر ماهاست و برا خودش اهمیت نمیده

    از طرف دیگه منم دوس دارم درآمد داشته باشم، اعتبار داشته باشم و غیره.....اگه ازدواج کردم، همسرم گفت نرو سر کار، آدمی نیستم که به خاطر کار از زندگی و همسرم بزنم، دلایلشو گوش میدم میگم باشه.

    در ضمن یه خبر خوش: من قراره کار کنم. حقوقش کمه، علمیه، تو خونه س، ولی عالیه و برا اطلاعات خودم خیلی خوبه. گفتم فک کنم بدشون اومده، نگو خوششون اومده...........عاشقتم خدا جون خوشگلم

    یار مهربان عزیزم الان فقط مونده ترسم به خاطر اون زمینه شغلی که باید ارتقاش بدم هنوز می ترسم.......به قول شما ذهنم هنوز آشفته س

    رو کلاس هنریم فک می کنم......ایده عالیییییییییییییییییییییی یه

  2. 2 کاربر از پست مفید غبار غم تشکرکرده اند .

    yarmehrban (یکشنبه 31 اردیبهشت 96), باغبان (سه شنبه 02 خرداد 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نکات مهم و طلایی برای شروع زندگی مشترک‏
    توسط colonel در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 25 اسفند 93, 09:49
  2. حرف جدایی بلافاصله بعد از هر نوع بحثی
    توسط saba02 در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 شهریور 93, 19:23
  3. **شروع یک آَشنایی ...... صحیح یا غلط ؟**
    توسط angel-dream در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 25 مهر 92, 15:35
  4. برای شروع سال جدید چه برنامه هایی دارید
    توسط محمدابراهیمی در انجمن عیدانه های همدردی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: جمعه 19 اسفند 90, 00:44
  5. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 شهریور 88, 13:29

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.