سلام یار مهربان عزیزم.
هرچقدر بگم حق داری کم گفتم! ذهن خسته و آشفته ای دارم. ولی خودمم نمی خوام اینجوری باشه. عزیزم میدونم زیاد تاپیک میزنم ولی واقعیتش اینه که اولا هم همدرد می خوام هم اینکه راه چاره، و صد البته یه موضوع که بوی خوب شدن بده میرم سراغ موضوع بعدی.
اولین تاپیکم یادم میاد، چقد نسبت به الان حالم بد تر بود واقعا.
موضوع پدرم و هضمش کردم. دوستانی مثه شما واقعا کمکم کردن. باورم نمیشه همون آدمیم که جیغ و داد می کردم و وسایل و میشکوندم. الان 180 درجه فرق کردم با اون موقع.
موضوع خونمونم در کمال ناباوری و حیرت من حل شد! الان ساخت و ساز و شروع کردیم. بازم باورم نیمشه که تا یه ماه پیش نمیتونستم راضیشون کنم یه میز بخرن!
موضوع خواستگارم حل نشد و من دوس داشتم ازدواج کنم، ولی اشکالی نداره از آینده م ناامید نیستم، بهتر از اون، به خدا اعتماد دارم. یه جلسه خواستگاری بود ولی اگه بگم به اندازه ده سال ازش تجربه کسب کردم دروغ نگفتم.
درسمم هنوز بلاتکلیفه...منتظر جوابشم عزیزم.
یار مهربان عزیزم یه اتاق شریکی دارم ولی اصلا مناسب پذیرایی از خواستگار نیس. به هر حال مامانم طفلک چندین ساله که داره خرجی مارو تنهایی میده الان قراره خونه رو کامل عوض کنه، پدرمم چنتا مورد و قول داده.....بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم!
بابت کار کردنم اولا بگم می خوام کمک حال مامانم باشم، وقتی میبینم عمه ها و زن عموهای من همگی با وجود اینکه تا پنجم ابتدائی درس خوندن اما همگی خونه و طلا دارن خب راستش دلم برا مامانم میسوزه که مانتوی ده سال پیشش و می پوشه، حقوق داره، اعتبار شغلی داره، تحصیلات عالی داره اما همش به فکر ماهاست و برا خودش اهمیت نمیده
از طرف دیگه منم دوس دارم درآمد داشته باشم، اعتبار داشته باشم و غیره.....اگه ازدواج کردم، همسرم گفت نرو سر کار، آدمی نیستم که به خاطر کار از زندگی و همسرم بزنم، دلایلشو گوش میدم میگم باشه.
در ضمن یه خبر خوش: من قراره کار کنم. حقوقش کمه، علمیه، تو خونه س، ولی عالیه و برا اطلاعات خودم خیلی خوبه
. گفتم فک کنم بدشون اومده، نگو خوششون اومده
...........عاشقتم خدا جون خوشگلم
یار مهربان عزیزم الان فقط مونده ترسم به خاطر اون زمینه شغلی که باید ارتقاش بدمهنوز می ترسم.......به قول شما ذهنم هنوز آشفته س
رو کلاس هنریم فک می کنم......ایده عالیییییییییییییییییییییی یه![]()









.
. الان 180 درجه فرق کردم با اون موقع.
. گفتم فک کنم بدشون اومده، نگو خوششون اومده
هنوز می ترسم.......به قول شما ذهنم هنوز آشفته س

علاقه مندی ها (Bookmarks)