به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 1389

Threaded View

  1. #11
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط « 7 » نمایش پست ها



    سلام آقای باغبان

    سلام خانم 7


    ......................



    واقعا متشکرم از اینکه پاسخ مسئله من رو دادید...



    خواهش می کنم - ولی کاشکی یه تاپیک می زدید

    ولی خب همچین بعد هم نیست تو تاپیک دعا این بحث ها بشه

    ولی تاپیک بزنید بهتره :)




    ..............................




    اون بخشی که بزرگنمایی کردم رو میخواستم بهتون جواب بدم:

    ممنون .



    ............................




    حاجتی که من از خداوند میخواهم غیر منطقی نیست...

    از کجا میدونی ؟



    ...........................




    کمی انجامش برای من محال به نظر میرسه



    پس شاید غیر منطقی باشه :)

    این حرف شما شبیه ابن میمونه مثلا به خدا بگیم خدایا من می خوام مثلا کارشناسی ارشد رتبه خوب بیارم ،،،ولی تواناییش را ندارم ،،،لذا نا امیدم

    خدا میگه اول برو از خودت مطمئن بشو ، بعد بیا ،،،

    از تو حرکت از من برکت

    به نظرم باید اول از خودمون مطمئن باشیم ،،،،!


    .................................



    ولی زمانیکه دارم نماز میخونم یک نیرویی تو وجودم میگه خیلی به خدا احترام بزار چون حاجتی که داری تنها بدست اون برآورده میشه و من با وجودم نمازم رو با احترام به خدا میخونم... یک چیزی هم هست که موجب میشه وقتی دارم دعا میکنم بترسم و اون اینه که نکنه اون چیزی که من از خداوند میخوام برام بد باشه به خاطر همین به خدا میگم تو ترس منو میدونی میشه کاری کنی که حاجت من برام خوب باشه انشاءالله؟... ازش میخوام به حاجتم برسم ولی به خوبی ،جوری که برام بد نباشه...


    دعا فقط صوت نیست ! ،،،،دعا هم لفظ هست و هم اراده قلبی

    برای همین بعضی موقع ها ما یه درخواستی داریم ولی دلمون بهش راضی نیست و با خودمون هماهنگ نیستیم ( زبان +قلب)

    من هم یه زمانی این دغدغه شما را داشتم ،،،و شاید بعضی موقع ها داشته باشم


    به نظرم شما یه تردیدی در خواستتون دارید !!

    وقتی از خودمون و مسیرمون مطمئن شدیم ،،،باید دل به دلدار واقعی بسپاریم


    تو نوشته ای شما میشه فهمید که شما وابستگی زیادی تو این حاجنتون دارید

    این آرامش شما را کم میکنه!



    .................................




    از نظر باور من به خدا : یه بار یه بیماری بدی گرفتم و با توسل به یکی از معصومین که واسطه ای بشن نزد خداوند شفا گرفتم و همینقدر خدارو میشناسم که خدا رو اگر در لحظه ای که واقعا قلب شکسته و گریه ی زیاد جاری میشه بخونی و حاجت بخوای و قسمش بدی به معصومین (ع) حاجت مستجاب میشه ولی نمیشه صد در صد گفت.



    اگر حاجت ما ،،،،اگر درخواست ما ،،،یه صلاحمان نباشه چی؟

    اگر شرایط فعل مهیا نباشه چی؟


    «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَ عَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ» (البقره، 216)پ

    ترجمه: بر شما كارزار واجب شده است در حالى كه براى شما ناگوار است و بسا چيزى را خوش نمی‏داريد و آن براى شما خوب است،،، و بسا چيزى را دوست مىیداريد و آن براى شما بد است و خدا می‏داند و شما

    نمىیدانيد




    ......................................



    مشکل من اینه که من دیگه اون گریه و رقت قلب رو ندارم ... وقتی میخوام دعا کنم اصلا میترسم که نکنه خواسته ای که از خدا دارم برام بد باشه و همین حالت منو خیلی افسرده و بی تفاوت کرده نسبت به حاجتم ... ولی وقتی به خودم میام و میبینم که دست روی دست گذاشتم و دیگه انگیزه ندارم خودمو سرزنش میکنم و میگم چرا آخه اینجوری شدی تویی که اینقدر برای رسیدن به خواستت شوق و انگیزه داشتی؟
    واقعا چه حالتیه؟
    چرا دیگه دارم ول میکنم هدفم و خواسته ام رو ؟ که میدونم الآن بی خیالم ولی اگه زمان تموم بشه و برآورده نشه حسابی میریزم بهم.
    به خدا میگم اینهمه صدات کردم تو این دو سال و اینقدر جواب منو ندادی که به این حالت رسیدم : بی انگیزه ... بیتفاوت ... افسرده

    شاید این یه چیزی باشه بین من و خدا و نباید بگم ولی من قبلا نماز هام رو متأسفانه یا نمیخوندم و یا هر از گاهی .... ولی با خداوند عهد کردم که تا زمانی که جون تو بدنم هست همیشه نمازم رو اول وقت بخونم و دیگه سهل انگاری نکنم... فقط در شرایط بسیار سختی که واقعا قادر نباشم سر وقت نخونم....
    برای حاجتم این عهد رو با خدا بستم در حالیکه میدونم وظیفه هر انسانی هست که نمازش رو بجا بیاره ...



    بعضی موقع های ما انسانها اصرار بر حاجتی داریم ،،،،که از قضا و قدر آن خبر نداریم

    به نظرم یه ایست به خودتون بدید و شرایط را آنالیز کنید

    چون دوسال یه چیز را شما می خواید ولی هنوز ....!

    شاید داری یه جاهایی ر ا اشتباه میری !



    ............................................


    بعد با خودم میگم یعنی خدا منو پذیرفته؟ عهدی که باهاش بستم رو قبول کرده؟ من دو سال دیگه فرصت دارم وگرنه دیگه همه چیز تموم میشه و بعیده که دیگه به این راحتی همه چیز برام انجام بشه.
    اگر کسی تو موقعیت من باشه باید واقعا چکار کنه که خدا بهش بگه آروم باش من کارت رو برات به خوبی درست میکنم جوری که برات خیر به همراه داشته باشه؟


    من نمی دونم حاجت شما اکتسابی هست ( مثلا هدف شغلی - دانشگاهی ) یا چیز دیگه

    چون فرق می کنه !

    در حاجتی که به تلاش ما بستگی داره مثلا همین قبولی در دانشگاه - یا شغل و ..... بعد از دعا و توکل ،،،،تلاش حرف بعدی را می زند و اگر این تلاش انجام نشه،،،دعا میشه رویا !



    در حالت کلی اگر جای شما بودم ،،،، شرایط را آنالیز می کردم - مشورتم را می گرفتم ،،،،خودم را بهتر جستجو می کردم ،،،

    سپس دو رکعت نماز می خوندم و درخواست خودم را به خدا می گفتم

    و می گفتم اگر به صلاحم هست! ،،،،این مسیر را در اختیارم قرار بده و من را بر آن مسلط کن ! و در مسیرم خیر قرار بده!

    اگر اگر اگر،،،،به صلاحم نیست ،،،،مسیری بهتر نشانم ده


    سپس از وابستگی خودم را رها می کردم - تلاشم را می کردم ،،،و از زندگیم استفاده می کردم



    آرامش شما به این سئوال شاید ربط داشته باشه :

    اگر به این هدف و حاجتت نرسی ،،،،چی کار می کنی ؟

    اونجاست که آدم ها آرامش را معنا می کنند .



    قرائت این آیات، یادآور لحظات شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در قتلگاه کربلاست که به درگاه خداوند فرمود :


    "إلهي رضاً برضاك، تسليماً لأمرك، صَبراً عَلى‏ قَضائِك، یا رَبِّ لا معبود سواك، يا غياثَ المستغيثين"

    یعنی: پروردگارا! من راضي به رضای تو و تسليم امر تو هستم. در مقابل قضای تو صبر خواهم نمود. اي خدايی كه جز تو معبودی نيست! اي پناه بی پناهان!...




    این یعنی بالاترین درجه ایمان!



    خانم 7 ،،،،ان شالله اون چیزی که براتون خیر یاشه اتفاق بیافته

    اگر خیر شما اینکه به این حاجتتون برسید ،،،،ان شالله برسید

    و اگر خیر نیست ،،دعا می کنم از اون بهتر در مسیرتون پیدا بشه.






    حالا یه دعا برای نفر بعد هم بکنیم ،،،رسالت تاپیک حفظ بشه





    خدایا :



    مگه من عمر جاودان دارم
    مگه نفر بعد عمر جاودان داره

    تا کی ما چنین باشیم
    عمری دل غمین باشیم




    خدایا :

    گل گشته چمن بهتر
    یا گوشه نشین باشیم





    خدایا :


    برای نفر بعد و همه دوستان و خودم دو بال آرزو می کنم

    بال اندیشه - بال روحیه

    کمک کن به این مهم برسیم و در آسمانت پرواز کنیم

    آمین .



    ​
    ​​​
    ویرایش توسط باغبان : یکشنبه 31 اردیبهشت 96 در ساعت 22:31

  2. 4 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    m.reza91 (یکشنبه 31 اردیبهشت 96), miss seven (دوشنبه 01 خرداد 96), سرشار (دوشنبه 01 خرداد 96), شیدا. (دوشنبه 01 خرداد 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.