نقل قول نوشته اصلی توسط دیده نمایش پست ها
یک سوال دارم از شما مادرتون کجاست؟ ازدواج کرده ؟امکان این نیست که چند وقتی را در خانه ی مادرتان باشید ؟و این روزها رو در کنارش سپری کنید

به نظرم صحبت کردن درمورد اون دختر رنجت رو بیشتر میکنه چرا به فکرت اجازه میدی که اینقدر جولان بده

دوستان همه گفتند که آثارش رو از زندگیتون محو کنید شما دوباره میگی عکساش تو کامپیوترمه

پس انگار نمی خواهی به خودت کمک کنی

بلند شو روی پاهات قوی ومحکم واگر تا این حد اون دختر ومی پرستیدی بدون تا الان مشرک بودی ولی از آنجا که عدو شود سبب خیر به شما کمک کرده که بار دیگر

برگردید.و خدا را بشناسید واز یک ازدواج نا موفق وبی سرانجام نجات پیدا کنی !

پس بلند شو واین پرده ی مصنوعی رو پاره کن یا بزن کنار

قوی باش وقبول کن که تمام شد والسلام ...خود آزاری چرا ؟
مادرم یه شهر دیگه هست ...
ازدواج نکرده ... تنها زندگی میکنه ...
خیلی دوست دارم برم پیشش ولی اصلا نمیتونم از اتاقم خارج شم ...
پدرم که هیچی بیچاره بلد نیست باهام حرف بزنه یه طوری برخورد میکنه انگاری واسش مهم نیست ...
کدوم پرده ی مصنوعی ؟
من واقعا بلد نیستم چطور باید خدارو بشناسم خیلی ازش دورم ... خیلی زیاد .. انگار بیشتر از همیشه از من فاصله گرفته ...