سلام به فرشته مهربان عزیزم و دوستای خوب همدردی و تشکر از همراهی همیشگیتون
بالاخره خانواده ما بعد از یه مدت طولانی به کمک راهنمایی های شما خوبان دوباره زیر یه سقف جمع شد..... چند روزی بود که من وعلی برگشته بودیم خونه اما قبلش با همسرم هماهنگ کرده بودم چون علی به هیچ عنوان حاضر نبود برگرده خونه و موقع امتحاناتش هم بود همسرم قبول کرد چند روزی رو شرکت و منزل پدرش باشه تامن بتونم علی رو برگردونم خونه و اوضاع یه کم برای علی عادی بشه دیشب همسرم اومد خونه به محض اینکه علی صدای در خونه رو شنید رفت توی اتاق خودش و در بست همسرم متوجه شد و خیلی ناراحت شد بهش گفتم علی تا همین امشب فکر میکرده ما جدا میشیم و تو این مدت ما خیلی فرصت داشتیم که صحبت کنیم و با مشکلات کنار بیاییم اما برای علی اینجوری نبوده و اصلا راجع به موضوع زیاد حرف نزده فقط میگفت شما برید دنبل زندگیتون و من از اون زندگی میرم از همسرم خواستم بهش یه مقدار زمان بده تا آروم بشه با علی هم صحبت کردم بهش گفتم باید خوبی و بدی آدمارو بریزی روی هم و بعد قضاوتشون کنی و اگه پنج دفعه بدی داشته پنجاه دفعه هم خوبی داشته اما اصلا حاضر نبود از اتاقش بیرون بیاد بعد از حدود یک ربع همسرم رفت به اتاق علی و بهش گفت این قهر و قهربازیا چیه تو مثلا مردی چرا من اومدم خونه یه سلام ندادی وپشتت رو به من کردی و رفتی مگه تو میتونی به تنهایی برای این زندگی تعیین کننده باشی علی هم مدام میگفت من اصلا با شما کاری نداشتم و اومدم بخوابم همین
اولش داشتم عصبی میشدم که چرا همسرم به حرف من توجه نکرده و یه کم بهش زمان نمیده بعد هر چه که از تالار خوب همدردی یاد گرفتم سریع مرور کردم با خودم گفتم نباید تو روابطشون دخالت کنم و باید سکوت کنم ببینم اوضاع چطور پیش میره
همسرم گفت ببین علی تو هنوز بچه ای و مشکلی اگه هست بین من و مادرت هست و من با تو مشکلی ندارم فقط مشکل اینه که من و تو پدر و پسر هستیم اگه دعوا کنیم مادرت نباید دخالت کنه بعدم شروع کرد راجع به ساعت جدیدی که علی خریده بود صحبت کرده و مسایل دیگه که علی یواش یواش یخش آب شد و از اتاقش اومد بیرون و شروع کرد به حرف زدن و تعریف اتفاقاتی که تو این مدت افتاده بود دیگه مدام حرف میزد و دور و بر همسرم بود و باهم یه برنامه مستند دیدن و اوضاع آروم شد
فرشته مهربان عزیزم ممنون که هستید و همراهید و مهربون هستید
من به توصیه شما برگشتم و امیدوارم بتونم زندگیم رو از اول بسازم از شما و همه عزیزانی که تو این مدت وقت گذاشتند و برای تاپیک من مطلب گذاشتند تشکر میکنم میخوام یه تاپیک جدید بزنم و مسایل و مشکلاتی رو که باهاش روبه رو میشم اونجا مطرح کنم بازم از شما عزیزان درخواست همراهی و مشاوره دارم همیشه همه شما عزیزان رو دعا میکنم![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)