با سلام
حرف های شما و حرف های یار مهربان هر دو صحیح هستند. اما نکته مهم این است که هر شخصی برای ازدواج کردن باید به بلوغ های لازم رسیده باشد. مانند بلوغ عاطفی بلوغ اقتصادی،اجتماعی فرهنگی و .... رسیدن به این بلوغ ها در هر کسی متفاوت است به طور معمول اینکه می گویند پسرها بالای 25 سال ازدواج کنند به این علت است که مراحل رشد وبلوغ را کامل طی کنند. اما این امکان وجود دارد که اشخاص به دلیل شرایط محیطی یا تربیتی و خانوادگی زودتر این مراحل را طی کنند. چیزی که شما باید در خود وآن دختر بررسی کنید این است که آیا هر دو به بلوغ های لازم برای ازدواج رسیده اید یا خیر و این موضوع چیزی نیست که شما بخواهید خودتان تشخیص دهید و یا مثلا بگویید او مسئولیت پذیر است و آشپزی و خانه داری بلد است پس شرایط لازم را دارد. برای فهمیدن مواردی که بیان کردم نیاز است به مشاورین زبده مراجعه کنید و تست های شخصیتی بدهید.
اما قبل از آن لازم است که باب آشنایی خانوادگی را باز کنید. ان دختر بازیچه دست شما نیست که بخواهید فعلا نگهش دارید و وقتی اوضاعتان مساعد شد بروید برای خواستگاری. شاید شما رفتید خواستگاری و خانواده وی مخالفت کردند. شاید اصلا خانواده خودتان مخالفت کردند. آنگاه ایا می توانید پاسخگوی احساس نابود شده او باشید؟
پس اگر واقعا آنگونه که می گویید نیت شما ازدواج است با خانواده خود مطرح کنید چنانچه رضایت داشتند از مادرتان بخواهید جهت آشنایی با خانواده دختر اقدام کند. چنانچه نظر دو خانواده مساعد بود و اوضاع خوب پیش رفت همانگونه که گفتم برای تست های شخصیتی و مشاوره اقدام کنید و در نهایت نامزد باشید تا اوضاعتان درست شود و بتوانید عروسی کنید.
این که بخواهید او را در همین وضعیت نگه دارید و بعد که اوضاعتان مساعد شد اقدام کنید بزرگترین اشتباه است که درنهایت یا به گناه و یا به جدایی منجر میگردد ضمن اینکه در این حالت امکان شناخت درست و منطقی وجود ندارد.چون شما اجازه رفت و امد به خانه ایشان را ندارید و صحبت ها و ارتباطاتان در حد تماس و از راه دور است و شناخت درستی به شما نخواهد داد.