چیزی که می خوام اینه که اون انگیزه برای رسیدن به زندگی ایده ال مد نظر خودم تا حد ممکن هست که برای این نیازمند تلاش و پشتکار هستم ولی بدون انگیزه و با این وضع روحیم نمیتونم .
چیزایی که اذیتم میکنه داشتن یک رندگی تکراری هست طوری که الان چیزی منو شاد نمیکنه اگر هم باشه لحظه ای هست
چیزی که ازش مطئن هستم اینه من گاها یا به طور مکرر استرس و اضطراب دارم چون برام ثابت شده ینی این مشکلم طوری هست که باعث ناراحتی در روده هام میشه وقتی به وقوع می پیونده
در واقع از یه طرف فکر و هدف های خوبی دارم نسبت به زندگی اینکه خیلی دوس دارم خوش صحبت باشم ولی نیستم کلمه و حرف پیدا نمی کنم برا صحبت و حتی شاید اطلاعات عمومیم در حد زیر پنجه از بیست و شاید این باعثش هست . درآمد و شغل خوبی داشته باشم و دوس دارم بی استرس و اضطراب و با انگیزه در رسیدن به این ریسک کنم ولی....
نا امیدی از زندگی افسردگی و آه کشیدن های مکرر روز به روزمنو در سیاهی عمیق فرو میبره ....
نمی دونم خانوادم میخان ازدواج کنم حتی دنبال دختر هستن یکیشدختر خالم با وجود اینکه من نمیخواستم این وصلت بشه مادرم پاپیش گذاشت ثحبت کرد همه راضی،دختر ناراضی بود ....دوس دارم سروسامون بگیرم نسبت به ازدواج احساسم خوبه ولی میترسم حالمو بدتر کنه ....








علاقه مندی ها (Bookmarks)