خودمونو به تخت ببندیم برای رهایی از اعتیاد به ظلمت
حالمان بد میشود وقتی در ظلماتیم ..... وقتی انس گرفته باشیم با نور ، با کوچکترین تاریکی حال دلمان بد می شود و زود متوجه این حال خراب می شویم ، علت را جویا می گردیم تا زود درمان کنیم ...
اما اگر عادت کرده باشیم به ظلمت نه تنها متوجه نمی شویم که خیلی بیماریم که گاه سرخوش از خوشیهای روزمره گی ، تصور می کنیم خیلی هم خوبیم و بهتر از این نمیشه .
اما سرگردانیها و بیقراریها و عصبی بودنها و کم طاقتیها و اسیر ظواهر و لذتها ماندن و در پی سراب لذائذ این در و آن در زدنها ..... نه علامت خوشی که نشان اعتیادمان به ظلمت است ...... وقتی به خود می آییم که خسته و وامانده و زخمها خورده از سرخوردگیهائیم و تازه متوجه می شویم خیلی بیماریم و باید مدتی بستری باشیم تا حال دلمان خوب شود آنهم با تحمل نیستر انواع جراحیهایی که غده های وابستگی را از دلمان خارج می کند ......
دارلشفای رمضان ....... و آی سی یو شبهای قدرش شفا خانه ای بی بدیل است .... فرصتی که بدون بستری شدنهای طولانی و جراحیهای پررنج و عوارض بهبودمان می بخشد و ترک اعتیادمان می دهد .....
شبهای قدر و فرشته های آنلاین و دلهای همراه و همسو و خدایی بس مهربان که منتظر درخواستهای ما هم نیست تا ببخشاید و هبه دهد ، چه رسد به آنکه بخوانیمش ......
خود گفته است ... ادعونی استجب لکم
الهی و ربی من لی غیرک
الهی غیر از تو کسی نیست که مرا کسی غیر از تو باشد
التماس دعا در این شبهای پر بها








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)