به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 57

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 آبان 01 [ 22:46]
    تاریخ عضویت
    1394-3-19
    نوشته ها
    336
    امتیاز
    10,609
    سطح
    68
    Points: 10,609, Level: 68
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 241
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    241

    تشکرشده 267 در 138 پست

    Rep Power
    58
    Array
    با سلام و احترام

    ممنون آقای خاله قزی که راهنماییم می کنید نظراتتون برام بسیارمفیده

    خداروشکر خونه پدرشوهرم رفتیم و همه باهام رفتارشون خوب بود. جز یکی از خواهرشوهرام و برادرشوهرام که سردتر برخورد کردن منم زیاد خودمونی نشدم باهاشون و با هم یه احوال پرسی کردیم .

    در طول مهمونی همسرم رفتار خوبی باهام داشت و منم بعد از مهمونی بهش گفتم ممنون عشقم که هوامو داشتی و اونم خوشحال شد و دستمو بوسید

    یه مورد پیش اومد و اونم این بود که خونواده شوهر خواهرشوهرم هم دعوت بودن و من فهمیدم چند ماهه قبل دخترشون رو عروس کردن و مجلس گرفتن و مارو دعوت نکرده بودن.من به شوخی به مادرشوهر خواهرشوهرم گفتم باشه دیگه عروسی می گیرین مارو هم دعوت نمی کنید باز.
    گفت دعوت بودین شما نیومدین گفتم نه من اصلا خبر نداشتم دخترتون عروس شدن گفت دعوت بودین به عروسمون گفتیم چرا نیومدن گفته مسافرتن رفتن قشم. من همونجا از همسرم سوال کردم ما امسال زمستون مسافرت بودیم گفت نه بعد بهشون گفتم ما اصلا سفر نبودیم که همین جا بودیم بعد مادرشوهر خواهرشوهرم عروسشو (خواهرشوهرم رو) صدا زد و بهش گفت مگه بهشون نگفتی دعوتن بعد خندید گفت نه دیگه همون موقع من با خودم گفتم شاید نیان دعوتشون نکردم آخه عروسیه اون یکی دخترتون دعوت بودن نیومدن.منم گفتم اون موقع عروسیه دوست همسرم بود و من بهش گفتم که اینجا بریم ولی اون خواست که عروسیه دوستش بریم.اما الان عروسی ای دعوت نبودیم اگه دعوت بودیم حتما میومدیم.

    در کل ناراحت شدم که چرا خواهرشوهرم به خاطر اختلافی که بین من و خانوادشون هست دعوت یه نفر دیگه رو از ما پنهون کرده و با اینکه خودش دلیل اونبار نرفتن رو میدونست این کارو کرد و بهونه اورد.برای همین هم جای اینکه بیام خونه و به همسرم غر بزنم همونجا جلو مادرشوهرش گفتم و دستش رو شد.
    ویرایش توسط *مونا* : چهارشنبه 31 خرداد 96 در ساعت 08:04

  2. 4 کاربر از پست مفید *مونا* تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 31 خرداد 96), maryam.mim (چهارشنبه 31 خرداد 96), نیکیا (چهارشنبه 31 خرداد 96), خانم مهندس (چهارشنبه 31 خرداد 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.