به امید خدا قراره که هفته دیگه بریم مسافرت به همراه مامانم و خواهرم
اکثر وقتایی که مسافرت میریم من از قبل در مورد جاهایی که می خوایم بریم تحقیق می کنم و یه برنامه ابتدایی برای سفر می ریزم و بعد به همه میگم و طبق نظر بقیه یه سری تغییر میدیم(چون همه حق دارن نظر بدن کجا بریم کجا نریم) و برنامه سفر تنظیم میشه.
اینبار هم همین کارو کردم و دیشب که رفته بودیم خونه مامانم همه خوششون اومد و سی در صد برنامه رو طبق نظر جمع تغییر دادیم و تموم شد.مشکلی که وجود داشت این بود که همسرم توی خونه نسبت به این کار من مخالفتی نکرد و راضی هم بود ولی وقتی دیشب جلو دیگران می گفتم همش مخالفت می کرد و یه جوری حرف میزد که انگاری من دارم سرسفیدی می کنم واسه همه با اینکه همیشه برای هر جایی نظر تک تک افراد و خود همسرم رو می پرسیدم.و همون اولش هم من شروع به صحبت و مطرح کردن برنامم نکردم و منتظر موندم بقیه اول نظرشون رو بدم وقتی دیدم بقیه زیاد نظری ندارن و یه جورایی خود همسرم از من می خواست که حرف بزنم.
به نظر شما چرا این کارو می کنه؟من دوست دارم جلوی جمع همیشه پشت هم باشیم و اگه هم عیبی داریم بپوشونیم نه اینکه از هم ایراد گیری کنیم و همو جلو جمع مسخره کنیم.
خیلی خوب میشه اگه یه راهکارهایی بدین بهم که اگه از این قبیل رفتارا در طول سفر از همسرم دیدم بتونم واکنش درستی داشته باشم تا خدایی نکرده با هم بحثمون نشه و خوش بگذره.
با تشکر![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)