من دانشجوی دکترام و مجردمو از جوانی قصد داشتم همه کارامو کنم و بعد بفکر ازدواج باشم و متاسفانه خیلی فرصتهای خوب رو از دست دادم...
دوست عزیز من بهت پیشنهاد میکنم ازدواج کنی. منظورم عجولانه نیست. ولی نه اینکه همه کارات رو هم کنی و بعد بخای تصمیم ازدواج بگیری.
چرا؟
۱- ادمها تا یه سنی میتونن عاشق بشن بعدش بابت ضربه های عشقی که خورده اند نسبت به طرفشون بدبین میشن و دایما چرتکه میندازند دختری که الان مناسب شماست از نظر سنی جوان هست و هنوز ممکن هست وارد رابطه عاطفی با شخصی نشده باشه. و این خیلی در کلیت زندگیتون و قشنگی رابطتون موثر هست. وقتی سن بالا میره ازدواج معامله گونه میشه .اینکه چی از دست میدید چی بدست میارید.
۲- الان با این سن وقتی ماشین و خوونه انچنانی ندارید انتظار ازتون بالا نیست ولی وقتی سنتون بالا میره مثلا 35ساله میشید سوال مطرح میشه که چرا چیزی ندارید! پس این مدت داشتید چکار میکردید؟ پسرهای همسنتون تو اون شرایط ممکن هست از نظر مالی به یه نقطه استیبلی رسیده باشن که شما رقیب خوبی برای اونها نخواهید بود.
۳- خیلی از همکلاسی ها و همکارای اقا رو دیدم که در دوران دانشجویی عقد کردند و به زندگیشون جهت دادند و در نهایت هم از خیلی از پسرهایی که تا سی و اند سالگی مجرد مانده اند در زندگی موفق تر بودند. زندگی متاهلی و وجود فردی که دوستش دارید به شرط همراه بودن یه انگیزه محکمی برای پیشرفت شماست. گاها فکر میکنم دخترانی که الان همسن و سال من هستند و متاهلند همه چیز دارند. خانه و زندگی و بچه و .... وکلا به یه نقطه امنی رسیده اند و من فقط یه مدرک دارم و کلی استرس و تشویش و نگرانی بابت مقاله و پروژه و... !!
۴- اگر از الان دنبال ازدواج باشید فرصت کافی برای پیدا کردن فرد دلخواهتون رو دارید و فرصت اشنایی هم دارید
خلاصه اینکه اگر پسری جنم و عرضه گردوندن زندگی رو داشته باشه بی پول هم باشه میتونه از پس زندگی متاهلی بر بیاد فقط انتخابتون رو براساس زیبایی و هیکل طرفتون نگذارید که در اونصورت همین مجرد بمونید خیلی زندگی بهتری دارید. بلکه طرفتون رو براساس گذشت و علاقه و ... انتخاب کنید. امیدوارم خوشبخت بشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)