خیلی ممنون از نظرات همه دوستان. واقعا لطف کردید با اینکه نمیدونید مخاطبتون چه کسی هست ولی سعی میکنید با طرفتون هم فکری کنید این خیلی خوبه. ادم حس میکنه تو مشکلاتش یه عده هستند که بدون اینکه بشناسنت بهت کمک میکنند.
دشلائث:
من منظورم این بود که چطوری به طور غیر مستقیم میتونم به طرفم بفهمونم که حوصله باز کردن یه فصل جدید بی سرانجام رو تو زندگیم ندارم. یعنی متوجه بشه که من اگر وارد رابطه میخام بشم باید هدفش از ابتدا مشخص باشه و بدونم طرفم از سرخوشی نمیخاد باهام بیرون بره. بلکه یه منظور جدی داره . نمیخام اینو مستقیما بپرسم از پسرها. چون قبلا تجربه ش کردم و خیلی جوابهای جالبی نگرفتم. یعنی یه طوری جوابمو دادند که انگار من لنگ موندم اونا بیان منو بگیرن. مثلا طرف اومده پشنهاد داده بریم بیرون بعد پرسیدم خوب هدفتون چیه؟ بعد گفتن مگه باید هدفی داشته باشم؟ یا مثلا خیلی وقیحانه گفتن به دخترها که سلام میدیم فکر میکنند باید خواستگاری کنیم.
نمیدونم شاید یه سری دختر باشن که بی هدف میرن پی این روابط ولی من واقعا حوصله و وقت ندارم واسه رابطه ای که هیچی تهش نیست. یعنی دلیلی نمیبینم. وقتی میتونم همسری داشته باشم که خوشیهامو باهاش سپری کنم چرا باید وقت بذارم با یه پسر غریبه که قصدش ازدواج نیست و بخام جونیم و عمرم رو باهاش سپری کنم؟ اگر بتونم بطور شرعی و قانونی کسی رو کنارم داشته باشم روی اون سرمایه گذاری میکنم نه روی پسری که هنوز نمیدونه با خودش چند چنده.
ستاره زیبا:
بزرگترین مشکل منو خواستگارم دیکتاتوری و زورگویی اون هست. یعنی من همیشه باید باب میل اون رفتار کنم و کاملا ادم یک کلامی هست. هرچیزی که میگه روش وایمیسته و حاضر نیست به خاطر طرفش کوتاه بیاد. سر این موضوع فکر میکنم که رابطمون سرانجامی نداره و به درد هم نمیخوریم. در عین حال هم پسری هست که حس ارامش بهم بده و بتونم دوستش داشته باشم. ولی با این اخلاقش خیلی عذابم میداد.با این حال اون کماکان داره یه تلاشهای مذبوهانه ای برای تغییر نظرم میکنه ولی باز دیکتاتوری و منیت خودش رو داره.
المای:
مرسی اسم شما هم قشنگه. البته فکر کنم ترکی هست و معنیش رو نمیدونم.
اون اقای استاد هیچ حرفی از قصد وغرضشون به من نزدند.همونطور که گفتم کاملا غیر منتظره پرسیدن خواسنگاریت بهم خورد؟ منم گفتم اره. بعد گفتن حوصله م سر رفته بریم بیرون یه چیزی بخوریم؟ که منم جواب دادم باشه یه وقت دیگه. با این حال قدیم درمورد اینکه من دوست دارم خونواده و بچه داشته باشم باهاش صحبت کرده بودم.البته فیدبکی نگرفتم ولی کلا همینطوری یکبار بحثش شد و گفت جالبه چون خیلی از دخترها دوست ندارن بچه دار بشن و فکر میکنن هیکلشون بهم میریزه. منظورم اینه که بهشون گفته م که من به خونواده دار شدن اهمیت میدم و بنابراین احتمالا باید حدس زده باشن که علاقه ای به دوستی ندارم. ولی بازم مطمن نیستم منظورشون چی هست. چون خیلیهم راحت نیستم باهاشون که بخوام مستقیما بپرسم. یا به دلایل بالا که گفتم علاقه ندارم مستقیم بپرسم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)