از همهی دوستانی که جواب دادند خیلی ممنونم.راستش فکر میکردم بیشتر از اینها باید منتظر بمونم.الان که پاسخا رو دیدم واقعا خوشحال شدم
الهه زیبایی های عزیز:من هم میخوام تلاشمو بکنم که غیرمنطقی با قضیه ازدواج برخورد نکنم.در مورد این مثالم من غیر از این دلیل برای رد کردن(که البته مهمم بود برام)دلیل دیگه ای هم داشتم. اما اگر بگید به نظرتون چه دلیلای دیگه ای میتونه وجود داشته باشه و چطوری میتونم به طور غیر مستقیم بفهمم که دلیلشون از اینکارچیه تو خواستگارهای دیگه ام خیلی میتونه برام مفید باشه.
shayeste عزیز:من هم مثل شما فکر میکنم یعنی اگر این موردو کنار موارد دیگه درنظر بگیرند هیچ اشکالی نداره.تحصیلات و شغل و درآمد از همون مواردیه که هر دو طرف تو همون برخوردای اول درنظر میگیرند و راجع بهش سوال میپرسند.هم به خاطر اهمیتش و هم اینکه اطلاع پیدا کردن راجع بهش خیلی سادست و با چند تا سوال به دست میاد.درصورتیکه اخلاق و خصوصیات فردی رو نمیشه به این راحتیا فهمید.
مریم عزیز:مرسی که تجربمو در اختیارم گذاشتی.منم همهی نگرانیم اینه که بعد از ازدواج نقش مرد و زن توی زندگی تغییر کنه.من نمیخوام که پولمو بذارم تو حساب خودم و تو زندگی خرج نکنم . کلا از من و تویی تو زندگی مشترک خوشم نمیاد ولی از طرفی هم اصلا دوست ندارم فرضا اگه درآمدم بیشتر باشه این توقع هم ازم بره که باید بیشتر مخارج با من باشه یا هیچی نخوام.
کلا من که الان یه درآمد دانشجویی بیشتر ندارم اما هر وقت ذهنم به اینجا میرسه که اگر با خواستگاری ازدواج کنم که درآمدش از من کمتر باشه دقیقا مدیریت مالی چجوری میشه ذهنم stop میکنه.شاید چون هیچ الگویی تو این زمینه دوروبرم ندیدم.خودم به این نتیجه رسیدم که مقداریشو برای خودم پس انداز میکنم و در کنارش خیلی هم کار نمیکنم که این اختلاف زیاد نشه.حالا چه قدر این برنامه ریزیهای من بصورت عملی جواب میده نمیدونم:) بعد راستش مشکل من فقط اینا نیست.برای هر خواستگاری که هم رشته نیست حتما همون اول شرایطمو توضیح خواهم داد.اینکه مثلا طرح دارم.ممکنه مجبور شم بخاطرش برم یه شهر دیگه.و..اما بازم فکرشو میکنم میبینم برای اون بنده خدا هم سخت میشه که بخواد همراهیم کنه حتی اگه اولشم قبول کنه و ممکنه بعدا نظرش تغییر کنه..









علاقه مندی ها (Bookmarks)