سلام

دوست عزیز سن شما هنوز برای اینکه ناامید بشین یا فک کنین از همه عقب هستین خیلی کمه..

مثله ادمهائی حرف میزنین که انگار تو یه زندان انفرادی گذاشته باشنشو و هیچ کاری از دستش بر نیاد..

شما آزاد و رها هستین ..میتونید بسیاری از کارهارو امتحان کنین و حتی شکست بخورین و دوباره امتحانش کنین..

اگه بخاطر شکست تسلیم باید میشد , الان این همه اختراعات و اکتشافات وجود نداشت به طور مثال " ادیسون "..

من توصیه میکنم شما اگه علاقه ای به درس ندارین برای همیشه تصمیم به ادامه یا ترکشو بگیرین و در قدم بعدی که خیلی مهمه برین سراغه کاری که واقعا بهش علاقه دارین ..

حتی اگه اون کار بازار خوبی نداشته باشه و یا از دید دیگران جذاب نباشه..

انگشت اشاره تونو هم از مقصر جلوه دادنه دیگران برگردونین سمت خودتون.. هیچ کس نمیتونه شمارو متوقف کنه مگر افکار شما..

پدر و مادر اگه ببینن شما با ذوق و شوق فراوان دنباله کار مورد علاقتون دارین میرین بیشتر تشویقتون میکنن ..

دوست شدنه شما با ادمی که دست به خودکشی زده نشان از این داره که راهو دارین اشتباه میرین ..شما باید کم کم خودتونو سوق بدین سمت انسانهای موفق و هدف دار

و الا دوست شدن با انسانهای افسرده شمارو هم به همین سمت سوق داده..

یک ماه استارت بزنین برای شغل یا کاری که دلتون میخواد انجامش بدین.. اگه نشد ناامید نشین و دوباره با نیروی بیشتر برین سمتش..

از خونه نشینی و افکار منفی هم دوری کنین و تو یه باشگاه ثبت نام کنین تا روحیتون عوض بشه..