
نوشته اصلی توسط
عشق آفرين
1. آقاى m.reza ، اولين چيزى كه به ذهن متبادر ميكنن كل كله البته فكر نميكنم خارج از دنياى مجازى چنين كارى كنند و بيشتر به نظر مياد سكوت كنند تا بحث ، اما ميتونه سر نخى از اصرار بر به حق بودن به ما بده، همان كه گويند مرغش يه پا داره. همين نشان از موفقيت طلبى زياد و تشنه موفقيت بودنشون داره و اينكه انتظارات بالايى از خودشون دارن.
کليت قسمت اول درسته با اين قيد که اوني که ذهن رو تبادر به کل کل ميکنه من نيستم يکي ديگست 
در ادامه بايد بگم اتفاقا اصراري ندارم مرغم يه پاداشته باشه تازه بعضي وقتا ميتونه سه تا داشته باشه :)
ميل به موفقيت دارم ولي نه تشنه بودن، هر افراطي ميتونه دردسر ايجاد کنه در نظر بگيرين من به خاطر موفقيت خودم حاضر بشم چند نفر آدمو قرباني کنم.
اين موفقيت ارزشي نداره.
قبلا از خودم انتظار بالا داشتم الان ندارم واقع بينانه تر به خودم و توانايي ها و ضعفام نگاه ميکنم.

نوشته اصلی توسط
عشق آفرين
سلام. تصوير ذهنى بنده در مورد جناب m.reza91 :
2. در روابط اجتماعى طول ميكشه يخشون آب بشه، نه به اين دليل كه مغرورند، بلكه محتاطند، شايد نگرانى بابت واكنش طرف مقابل ، از طرفى ارتباط برقرار كردن ديگران هم ميتونه با ايشون سخت باشه، چون احساساتشون رو زياد بروز نميدن. فلسفى و قانون مدار هستند و اين گاهى ديگران رو معذب ميكنه. اما اگر كسى با ايشون ارتباط برقرار كرد به زودى متوجه خوش قلبى و صداقت عمل ايشون ميشه، همچنين شوخ طبعى خاصشون.
گونه اى از شوخ طبعى كه گاهى پتانسيل ناراحت كردن ديگران رو هم داره، به اين دليل كه ممكنه جدى گرفته بشه!
درسته که درون گرام، مثلا شايد ارتباط رو شروع نکنم اما اگه فردي تمايل نشون بده منم جوابشو حتما ميدم و همين کمک ميکنه به ادامه. البته ادامه دادن و عمق دادن به ارتباط بستگي به من و فرد ديگه داره.
کلا هيچ وقت الزامي نميکنم .
فلسفي و قانونمدار نيستم. در خصوص شوخ طبعيم هميشه طرف روبه رويي و شرايطش ،اعتماد به نفسش و حال کليشو در نظر مي گيرم مثلا اگه همکارم يه سوتي بده نميشينم مسخره اش کنم بلکه کمک ميکنم قضيه جمع
بشه. يا اگه فردي اعتماد به نفسش ضعيف باشه اينو حتما در نظر ميگيرم.

نوشته اصلی توسط
عشق آفرين
3. اعتماد بنفسشون زمانى بالاست كه باهاشون در مورد تخصص و علايقشون صحبت كرد ( فكر كنم در باقى موارد محو ميشن و ميدان رو به خانوم ها ميدن )
خوب چون تو کارم خوبم حس خوبي پيدا ميکنم تا حدي هم حرفتون درسته يعني وقتي از کارم تعريف ميکنن خوشحال ميشم ولي اين الزاما چيز خوبي نيست چون کار پول تحصيلات ماشين خونه تخصص همسر و... چيزايي نيستند که باعث ايجاد اعتماد به نفس باشن
بلکه اين اعتماد به نفسه که بايد اينا رو ايجاد کنه.اين چندساله تلاشم اين بوده موفقم بودم ولي همون طور که گفتم شايد در حد 20 درصد اعتماد به نفسم کاذبه!
البته اين نکته رو هم بگم نميشه نشست تو خونه و هيچ کاري نکرد بعدم بگيم بايد اعتماد به نفس داشته باشيم .اين محاله و غلطه.

نوشته اصلی توسط
عشق آفرين
4. بسيار اهل مطالعه هستند. درك خوب و صحيحى از مسائل دارن، مايلند هر مشكلى رو ريشه اى حل كنند، نه سطحى و گذرا و در اين زمينه مجاهدت بسيارى دارند، علمى با مسائل برخورد ميكنند. همين نگاه تيز بين و نكته سنج باعث شده هنگامى كه در تالار راهنمايى ميكنند، سريعا مشكل مراجع رو ريشه يابى كنند و توصيه منطقى و علمى هم براش داشته باشند، اين نقطه قوت فوق العاده است، هرچند ضعف كوچكى هم داره كه البته اوايل بيشتر بود و حالا كمتر، اينكه معمولا مراجعى كه حالش بده دوست داره ابتدا به حالش توجه و ازش دلجويى شه، تا اينكه در همان حال كلى اطلاعات بگيره. البته اين موردى هست كه از نظر من درونش نرمش فوق العاده اى داشتند.
خيلي ممنونم براورد خودمم همينه . در خصوص ارتباط برقرار کردن با مراجع هم حق با شماست اوايل همينطور بودم. تا وقتي کسي رو نفهميم نميتونيم کمکي هم بکنيم. البته بايد مراقب بود که
مراجع به ما وابسته نشه. در محيط واقعيم همين طوره البته. در کل حس خوبيه که وقتي يکي رو درک مي کنيم فضا لطيف تر ميشه و کانال ارتباطي برقرار ميشه براي بحثاي دقيقتر.
البته يه نکته ي ديگم هست؛ وقتي پستايي که خانم هاي سايت مثل خودتون ميزنند رو با مال خودم مقايسه ميکنم ذاتا انگار هم حسي و درک کردن بيشتري درشون هست. يه جور ظرافتي که در پستاي من يا ديگر آقايون نيست.
پس يه جورايي اين تخته گازم محسوب ميشه.

نوشته اصلی توسط
عشق آفرين
5. ايشون بسيار مسئوليت پذير، دقيق، ريزبين ، منتقد و تحليل گر هستند. براى كار اهميت زيادى قائلند و كيفيت كار براشون اهميت زيادى داره.
والا فکر ميکنم همين طور باشه؛ البته تو انتقاد کردن خيلي نرم و رقيق اينکار رو ميکنم. هر چند بستگي به عزت نفس فرد داره.

نوشته اصلی توسط
عشق آفرين
6. كم اشتباه ميكنند، بيشتر مطالعه ميكنند و كمتر تجربه ميكنند، واقع بين و عملگرا هستند.
يکي از اصولي که دارم اينه که قبلش به اندازه ي کافي بايد تحقيق کنم بعد اقدام. بعضيا همه چيزو آزمون و خطا ميرند جلو. در حالي که آزمون و خطا وقتيه که ما نفر اوليم ميخوايم کاري رو انجام بديم
دليلي نداره وقتي ديگران تجربه کردند ما هم تجربه کنيم. بعضيا حتي سر زندگيشونم آزمون و خطا ميکنند.
البته اشتباه هم ميکنم قطعا.

نوشته اصلی توسط
عشق آفرين
7. براى قانون و حق و حقوق و ارزش ها احترام قائلند. با ملاحظه اند و اين انتظار رو از ديگران دارن.
درسته ولي انتظاري از بقيه ندارم. اينو در عمل اجرا کردم.

نوشته اصلی توسط
عشق آفرين
8. ابراز احساسات، خصوصا به خانواده شون مورديه كه به نظر مياد روش كار شده و البته جا داره بيشتر و بيشتر بهش پرداخته شه.
راستش نه، در پستاي قبل در خصوص خانوادم توضيح دادم . ابراز احساساتم همش تئوريه بايد ببينيم در عمل چطور پيش ميره .

نوشته اصلی توسط
عشق آفرين
آقاى m.reza ، تشكر ميكنم به جهت راهنمايى ها، همدردى ها، كل كل ها و وقتى كه براى اعضاى تالار گذاشتيد، لازمه يادآورى كنم اين فقط تصوير ذهنيه و ممكنه در موردتون صدق نكنه ، يا عادلانه نباشه، لذا پيشاپيش اگر چنين موردى بود بر من ببخشيد.
خواهش ميکنم خيلي بزرگواريد.
در خصوص تصويرتونم منو خيلي خجالت زده کرديد. تو تمام مواقعي که ميخوندم لبخندمو داشتم ازين لبخندايي که از آدم تعريف ميکنند :)
خوشحالم که تونستم چنين بازخوردي رو ايجاد کنم. چون اينا بخشايي از منه.
خيلي سپاسگزارم.
من دیوانه چو زلف تو رها میکردم / هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
علاقه مندی ها (Bookmarks)