سلام خانم عشق آفرین
آره اینجوریم،
چندی پیش یکی از دوستان برای من یه پروژه کامپیوتری انجام داد و اون پروژه رو با 50 درصد پیشرفت تحویل من داد و یه رمز عبور که برای ادامه کار از اون استفاده کنم!
جالبه من اصلا نمیدونستم اون رمز رو کجا باید وارد کنم، چه برسه به اینکه باقی پروژه رو خودم انجام بدم. خلاصه این کار دوستم باعث شد من برم تحقیق و بررسی کنم تا اینکه خودم تو انجام چنین پروژه هایی برای دیگران صاحب سبک بشم.
از اون به بعد و چند موردی که مثلا آقای باغبان نسبت به من انجام دادن، تصمیم گرفتم ماهی ندم، ماهیگری ( اگر بلد باشم) یاد بدم. البته فقط تو کار صید ماهیان زینتی و خاویر هستم، لطفا در خواست ماهی های فرو دست مثل اوزون بروننکنیدا
لجباز نیستم، ولی اگر فکر کنم راهی از نظر عرف درسته ، مداومت زیادی میکنم تا طرف اشتباه نره.
البته این بیشتر به خاطر این هست که دوست ندارم افراد دیگر تجربه های ناموفق داشته باشند، تجربه هایی که من کردم و به نتیجه نرسیدم.
ولی فهمیدم که این کار اشتباه است، و دارم یاد میگرم چه طور داستان رو به یک معادله ای تبدیل کنم، تا طرف با حلش خودش بفهمه که داره اشتباه میکنه و برای دیگرانی که حس کنم باید شکست بخورند تا به قول شما پروانه شدن رو یاد بگیرند، هنوز نمی دونم باید چه کار کنم
نمره 20
دقیقا
آفرین خیلی عالی حدس زدین
آره دوستان صمیمی زیادی ندارم، ولی در مورد ادامه مطلبتون باید فکر کنم، ممنون که گفتین
اگر یک به سختی در اول جمله مینوشتید، اینم 20 میگرفتید
زود ناراحت میشم یا نه؟! مسئله این است!!!!!!
آره بالا توضیح دادم، اگر ناخودآگاه تو موضع کودک برم از شخصیت والد ( بالا به اشتباه نوشتم بالغ)، ممکنه نارحت بشم و بروز بدم ولی اگر تو شخصیت بالغم بمونم هیچ مشکلی نیست.
ولی عمدتا تو فراموش کردن سریع رفتار بد دیگران استادم
ممنون از شما خانم عشق آفرین









نکنیدا
پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)