سلام دوست عزیز
واقعیتش من از روز اول که تاپیک شما رو توی سایت خوندم کل مطلب خیلی برام گنگ و غیرواضح بود با توجه به توضیحاتتون و متوجه اصل مطلب نشدم !!
ولی وقتی دیدم دوستمون گفتن که بهتره خانم های سایت براتون نظر بنویسن گفتم حداقل می تونم تجربه خودم به عنوان یک زن متاهل رو براتون بنویسم شاید بتونه کمکی باشه براتون و مفید واقع بشه ..
ببینید یک زن از همسرش 5 تا چیز رو می خواد:
1- جذابیت ظاهری و فیزیکی شوهر
2- عشق (ابراز علاقه و محبت و تحسین زیبایی و شخصیت زن - امنیت عاطفی)
3- وضعیت شغلی و درآمد مشخص مرد (جهت آینده نگری و بچه دار شدن با خیال راحت - امنیت مالی)
4- خوش رفتاری (عدم توهین و تحقیر و مقابله به مثل مداوم و خشونت - امنیت روانی و فیزیکی)
5- استقلال رای و تصمیم (عدم وابستگی در نظرات و تصمیمات مهم زندگی مشترک به خانواده یا دوستان)
6- وفاداری (عدم خیانت و عدم وجود رابطه فراخانوادگی)
حالا اگر مردی تمام این موارد رو رعایت کنه که زن غرق در شادی و آرامشه ... ولی خب حالا اگر بخوایم خیلی آرمانی هم به قضیه نگاه نکنیم نداشتن یک یا دو مورد رو در صورت وجود موارد دیگه میشه باهاش کنار اومد و برای رفعش اقدام کرد - البته به جز خیانت که برای اکثر خانم ها غیر قابل هضمه - حالا شما اول بشینید با خودتون مرور کنید ببینید کجای قضیه کم گذاشتید ؟
آیا از لحاظ کار و درآمد وضعیت مشخصی که ایشون بتونه آینده امنی رو در کنار شما برای خودش متصور بشه دارید؟
آیا بهش عشق میدید و زیباییش رو تحسین می کنید ؟
آیا توی تصمیمات مهم و اصلی زندگی تون مثل نحوه خرج کردن یا پوشش ایشون یا سفر رفتن یا کیفیت و میزان معاشرت با خانواده تون استقلال رای و نظر دارید یا دیگران برای شما تصمیم می گیرن و گلایه و دلخوریشون روی شما اثر داره ؟؟
آیا بهش وفادارید؟ توهین و تحقیری بهش نکردید ؟ جلوی چشم خانمتون زیبایی زن های دیگه یا شخصیت اونها رو به رخش نمی کشید ؟ مثلا پیش نیومده بگید فلانی رو نگاه ... بعد تو اینجوری ؟؟
و مساله بسیار مهم اینکه خودتون در مورد جذابیتتون برای ایشون چی فکر می کنید؟ به اندازه کافی برای ایشون جذابیت دارید که توی روابط خصوصی تون ایشون دچار نشاط و لذت و غرور بشه و به وجد بیاد در حدی که قربون صدقه تون بره یا با الفاظ زیبا صداتون بزنه یا اسمهای قشنگ براتون بذاره ؟؟ این موارد رو توی رابطه تون مشاهده کردید تا حالا ؟؟
و در نهایت اینکه توی زمان های قهرتون هیچوقت اثری از دلتنگی در ایشون دیدید؟ ( بدون توجه و تمرکز بر درخواست طلاق ایشون) - حالا یا اینکه به زبون بیاره یا به بهانه ای با شما تماس گرفته باشه و یا اگر هم غرورش اجازه نداده تماس بگیره در عکس العمل به تماس شما خوشحال شده باشه ؟؟
به نظر من بعد از مرور این موارد توسط خودتون خانمتون رو بنشونید مقابلتون و خیلی آروم و صمیمانه ازش بپرسید چرا نسبت به شما و این زندگی دلسرده که مدام دنبال رفتن و درخواست طلاق و گرفتن حق طلاقه ؟ این موارد رو براش بازگو کنید و بگید مثلا از این ناراحتی ؟ اینکه می گید به دیگران فلان دلیل رو عنوان می کنه نه! خودتون رو در رو باهاش صحبت کنید ..
تجربه من میگه اینکه توی مهمونی فلان شد و یه حرف پس و پیش شد نمی تونه دلسردی بیاره در حد درخواست طلاق !! مگر اینکه خدایی نکرده ایشون و خانواده شون ذاتا اهل زندگی نباشن !! یا اینکه ایشون به جای شوهر یک برده بخوان !! اگر بهتون گفت مسئولیت پذیر نیستی خیلی آروم بهش بگید عزیزم تو مسئولیت پذیری رو چی تعریف می کنی ؟ مثلا باید چکار کنم که تو راضی باشی ؟ یا چکار باید می کردم که نکردم؟ در مورد وابستگی هم که ایشون عنوان کردن همینطور ...
ببینید یک چیز اساسی باید این وسط وجود داشته باشه که ایشون رو دلسرد کرده و خانواده ش هم دارن برای طلاق ازش حمایت می کنن!! ازش دربیارید ببینید سنگ گم شده این بنا چیه ... بعد پاسخ شون رو بیارید اینجا مطرح کنید تا بیشتر بتونیم راهنمایی تون کنیم ...
ناامید نباسید
إن شااللّه خدا کمکتون می کنه و مشکلتون حل میشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)