سلام آقا سینا.. یه سوال.. آیا سن دختر خانم از شما بیشتره؟ من چون سرکارم الان وقت ندارم تایپک شما رو از اول بخونم.. پست اخرتون رو خوندم .. ببینید به نظرم اون خانم چون از شما ناامید شده یا شایدم به خاطر سختی ها و چالش هایی که با اعضای خانوادش داره و یه جورایی از حل کردن معظلات زندگیش درمانده شده، احساساتش خشک شده.. چون یادمه تایپک شما رو دنبال می کردم.. دختر خانم آغاز کننده ارتباط بودن و به شما توجه داشتن.. به نظرم این رفتارهای اخرش نشون از حال روحی نابسامان یا همون افسردگی که اشاره کردین داره.. و گرنه اگه از اول حس خواهری به شما داشت خب چرا از ابتدا به شما نگفته من مثل خواهرتم؟ ... به عنوان دختر هیچ وقت پسری که از خودم کوچکتر باشه رو کیس ازدواج نمبینم و این جور وقت ها هست که دختر میگه مثل خواهرتم و...
به نظرم فعلا دست نگه دارین.. به خودتون و دختر خانم فرصت بدین که اروم بشین.. ازدواج خیلی مساله مهمی و باید در بهترین حالت روحی و روانی و جسمی در موردش فکر کرد و بررسی و تصمیم گیری.. با چیزایی که تعریف کردین.. یه مدت رها کنید.. بعدش اگه واقعا از ته دل دوستش دارین و با شناختی که تا حالا ازش به دست اوردین به نظرتون میتونه همراه خوبی برای زندگیتون باشه انوقت عین یه مرد ازش خواستگاری کنید و به خانواده هاتون اطلاع بدین.








علاقه مندی ها (Bookmarks)