نقل قول نوشته اصلی توسط s.raha نمایش پست ها
عزیزم شما داری دو تا از دلایل بارز برای جدایی رو جلو روی خودت می بینی اول اعتیاد بعد هم خیانت این یعنی وحشتناااک خیلی بد میشه به نظر من اگر برگردی هم زندگی گلستان نخواهد شد برات چون خیلی دیده شده که افراد از اعتیاد دست کشیدن و پاک شدن ولی باز برگشتن و همچنین خیانت اصلا چیزی نیست که قابل چشم پوشی باشههههههههه
درست میگید باید محکم باشم و بتونم خودمو روحیم رو هم حفظ کنم
امشب بهم پی ام داده حروف فرستاده و زنگ میزنه رد دادم بعدشم گفت خواهر زادم فرستاده بخدا من نبودم در صورتیکه دروغ میگه مغروره میخواسته پی ام بده از این راه وارد شده چون میدونه من خواهر زادش رو دوست داشتم....منم جوابش ندادم.حالم از خودش و مدل دوست داشتنش بهم میخوره...
میخواد کارای منو تلافی کنه با خودم بهم مثلا کم محلی میکنه یا میگم پی ام نده بهم دیگه میگه چشم میگه تو که اونجا خوشی پس دیگه چته گفتم اره دقیقا تازه رنگ ارامش و زندگی رو فهمیدم و دیدم گفت پس همونجا زندگی کن ....میخواد با سردی و بی محلیش مثلا منو تنبیه کنه یجوری رفتار میکنه انگار من خیانت کردم و معتاد شدم اینا آتیشم میزنن دیشب انقدر گریه کردم که چشمام ریز شدن بحاله خودم زار میزدم که چرا اصلا این ادم عوضی رو باور کردم و راهش دادم تو زندگیم که با احساسم بازی کرد....بهش گفتم با جایگزینم بهت خوش بگذره بپا هم پیر بشید چیزی نگفت ....دزش بدم میادودوسش دارم نمیدونم چه حسه مزخرفیه ..کاش نسبت بهش بی احساس و سنگ بشم کاش دیگه از دلم بره و به ارامش فکری برسم...