خوب دوسش که دارم بالاخره دو سال باهمیم اما نمیخوام با انتخاب اشتباهم یه عمر پشیمونی داشته باشم این اصرارش سر مهریه من و دودل کرده البته خصوصیتای خوب و بد دیگه ام دارن ـ کلا من یک ماه جواب این اقارو ندادم هی افتاد دنبالم که دید من جواب نمیدم اومدم خونمون با مامانم صحبت کنه اما بر خلاف تصورم همچنان داشت سر کم کردن مهریه با مامانم چونه میزد طوری که من اشکم درومد به مادرم میگفت یه راهی جلوم بزارین تا خانوادم و راضی کنم که مادرمم گفتن من هیچ توقع مالی ازتون ندارم اما مهریه دخترم هرچی عرفه اما بازم این ادم هر روز به نحوی من و ازار میده که تو اگه من و بخوای خانوادتو راضی میکنی واقعا سر دوراهی موندم کارم شده گریه نمیدونم رابطه دو سال و خورده ای که به اینجا رسیده باید چکارش کنم