سلام عزیزم
من همچین چیزی رو تو فامیلمون دیدم تازه دختر زمان دوستیشون نذاشته بود پسره بفهمه شاغله که طمع کنه وقتی اومد خواستگاریش بهش گفت و دلایلشم گفت و پسره هم پذیرفت البته اون پسر سیاست داشت خانواده دختر هر چی گفتن رو پذیرفت اما از وقتی که عقد کردن مشکلات شروع شد الانم که یه بچه داره و فقط داره لذاب میشکه پسره انقدرررر چشم تنگ و خسیسه که مثلا بچه ۲سالشون شارژر پدرشو شکونده با پشه کش بچه رو زده فرداش دختره ربت واسش شارژر خریده بعد بجا دستت درد نکنه بهش میگه وظیفته تازه شارژر اصلم که نمیشه تو توی خونه بودی مسئول بودی بچه شکوندنتش اصلا انگار بچه این نیست.... دختره هم فقط گریه میکنه اصلا با هم توی یه سطح نیستن....اون دختر هم مثله الان شما خیلی چیزارو تو دوران عقد دید ولی حرف گوش نکرد و رفت تو زندگی گفت مهم اینه سالمه بعد بچه دار هم شد اما الان میگه کاش معتاد بود دردشو میدونستم ....یه ادم یدنده.لجباز.بددهن..
حتی دختره و بچش رو بخواد ببره تا مارک بش میگه ماشینم با اب که کار نمیکنه پولشو بده...یا بش میگه من به این امید ازرواج کردم باهات که خونه دارم گنی تو نه تونستی ماشینمو عوض کنی نه خونه بخری بام یروزیم بچم جون بگیره از خونه بیرونت میکنم تو فقط از صدقه سر پسرم اینجایی....بارها هم اومد واسه طلاق و برگشت...حتی فک میکنم ماهیانه۳۰۰به این اقا میده که بچه خودشو ببره و بیاره چون زنه شاغله اصلا انگار جاشون عوض شده یه ادم کاملا بی منطقه....تنها خوبیشم کاری بودنش و سالم بودنشه همین....
اینارو گفتم که با احساست جلو نری میتونی تاپیک های منم بخونی منم با عشق و علاقه قلبی چشماپک بستم و جلو رفتم و هیچی رو ندیدم ....اصلا عجله نکن و عاقلامه ترین تصمیم رو بگیر فردا پشیمون نشی اگر واقعا بدردت نمیخوره تمومش کن و رابطت رو قطع کن بنظرم بهترین راه اینه که این رابطه خاتمه میدا کنه ولی تصمیم گبرنده نهایی شمایی و امیدوارم موفق باشی...![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)